بگيرد . وقتى كه در متأخرين از علما ملاحظه مىكنيم مىبينيم كه « صاحب جواهر » « 1 » يك همچو كتابى نوشته است كه اگر صد نفر انسان بخواهند بنويسند شايد از عهده برنيايند و اين كاخنشين نبوده . آن طور كه نقل مىكنند در آن وقتى كه ايشان اين كتاب را نوشتهاند سرداب در نجف نبوده ، سرداب را « شيخ انصارى » « 2 » از ايران براى نجف سوغات برده ، يك منزل محقر داشتند و در يك اتاقشان باز بوده به يك دالانى - از قرارى كه نقل مىكنند - كه در آن هواى گرم نجف يك نسيمى ، نسيم داغى مىآمده است و ايشان مشغول تحرير « جواهر » بودند . از يك آدمى كه علاقه به شكم و شهوات و مال و منال و جاه و امثال اينها دارد اين كارها نمىآيد ؛ طبع قضيه اين است كه نتواند .
زندگى « شيخ انصارى » را همه شنيده يعنى بسيارى شنيدهاند چه وضعى داشته است در زهد . اگر نبود آن وضع ، نمىتوانست آن شاگردهاى بزرگى را تربيت كند و نمىتوانست آن كتابهاى ارزنده را تحويل جامعه بدهد .
تنافى خوى كاخنشينى با فرهنگ اسلام
ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخنشينى را از اين ملت بزداييم . اگر بخواهيد ملت شما جاويد بماند و اسلام را به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى مىخواهد ، در جامعهء ما تحقق پيدا كند ، مردم را از آن خوى كاخنشينى به پايين بكشيد ، خود كاخنشينى اين خوى را مىآورد ، ممكن است كه در بين آنها هم كسى پيدا بشود لكن نادر است . توجه كنيد كه اين ملتى كه الآن كوخنشينانش مشغول فعاليت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبههها و پشت جبههها ، اين كوخنشينان را زحمت بكشيد كه به همين حال خوى كوخنشينى و خوى اينكه توجه به كاخها نداشته باشند نگه داريد تا بتوانيد ادامه بدهيد زندگى صحيح اسلامى را . آن خوى كاخنشينى مضر است ، خودش مضر نيست ، خُويَش
هامش
( 1 ) - محمد حسن نجفى ، از بزرگترين فقهاى شيعه در قرن 13 هجرى كه به نام كتاب فقهى خود « جواهر الكلام » به صاحب جواهر مشهور شده ، وى به سال 1267 ه . ق . در نجف درگذشته است
( 2 ) - مرتضى انصارى معروف به « شيخِ اعظم » از فقهاى عظيم الشأن شيعه كه دو تأليف فقهى و اصولى وى هنوز در حوزههاى علميّه تدريس مىشود . وى اشتهارى خاص به زهد نيز داشته و در سال 1282 ه . ق . در نجف درگذشته است .