شخص عاليمقام از همين حجرهء محقر نورش به ملك و ملكوت افتاده است و سِعِهء تربيتش در تمام جهان توسعه پيدا كرده است . در صورتى كه آنچه او مىخواست باز نشده است و بشر به اين زودى نمىتواند برسد به او مگر ان شاء اللَّه خلف صالح او « 1 » بيايد و با دست مبارك او تربيت عاليه تحقق پيدا بكند . از اين معنويات كه گذشتيم ، در اين امور فرهنگى ، در اين امور مادى ، در اين امورى كه اختراعات و كشفيات هست ، شما اگر گردش كنيد در بين كاخنشينان ، گمان ندارم كه پيدا كنيد يك كاخنشين موفق شده است به يك اختراع . كوخنشينان بودند كه موفق شدهاند به اين اختراعات . طبع قضيهء كاخنشينى ، توجه به عيش و عشرت و توجه به دنيا و توجه به مال و منال است و نمىتواند شهوت و شكم ، اين طبقه را مهلت بدهد كه در يك امر تفكرى وارد بشوند و فكر بكنند .
آنهايى كه اختراع كردهاند ، آنهايى كه زحمت كشيدهاند و كتابهاى ارزنده تحويل جامعه دادهاند در هر رشتهاى ، اين كوخنشينان بودهاند . طبع كاخنشينى منافات دارد با تربيت صحيح ، منافات دارد با اختراع و تصنيف و تأليف و زحمت . اگر در سرتاسر دنيا هم بخواهيد گردش كنيد و پيدا كنيد ، اگر موفق بشويد ، يكى دو تا و چند تاست . تمام مصنفين از اين كوخنشينان بودند تقريباً ، و تمام مخترعين از همين كوخنشينان بودند تقريباً . ما وقتى كه در مذهب خودمان ملاحظه مىكنيم كه فقه ما آن طور غنى است و فلسفهء ما آن طور غنى است ، آن اشخاصى كه اين فقه را به اين غنا رساندند و آن اشخاصى كه اين فلسفه را به اين غنا رساندند كاخنشينان نبودند ، كوخنشينان بودند . « شيخ طوسى » « 2 » كه مبدأ اين امور و ارزنده ترين اشخاص در جامعهء تشيع بوده است يك كاخنشين نبوده است ؛ اگر كاخنشين بود نمىتوانست اين كُتبى كه تحويل جامعه داده است و اين شاگردهايى كه تحويل جامعه داده است تحويل بدهد . در قشر مرفه نمىشود يك همچو كارى انجام
هامش
( 1 ) - حضرت قائم آل محمد ، مهدى موعود ( عج )
( 2 ) - محمد بن حسن طوسى ، از بزرگترين فقهاى شيعه كه به « شيخ الطائفه » مشهور است و در نيمهء اول قرن پنجم هجرى در نجف درگذشته است .