انداخت . امير اعتراض كرد كه براى چه ؟ گفت : من هر چه نگاه كردم ، كثيفتر از صورت تو در اينجا نيافتم . شما اگر آن ورق را ببينيد ، انسان اگر آن صفحهء دوم عالم را ببيند و در آنجا ببيند كه اينهايى كه ارزششان را به اين مسائل مىدانند ، آن وقت مىبينيد كه در آنجا ، صورت آنها آن قدر مشوه [ است ] و صورت انسانى هم نيست ، يك صورت ديگرى است ، تا ببينى سگباز است و همه دلش را به سگ داده است ، صورت سگ است .
علم و تقوا ، ميزان ارزش در مكاتب توحيدى
مسئلهء تجسم اعمال و تجسم اخلاق و اينها يك مسألهاى است كه در پيش اهل نظر و محققين مسلّم است . و در روايات ما هم هست كسى كه غيبت مىكند ، در روايات هست كه زبانش به اندازهء بين مكه و مدينه ظاهراً هست ، دراز مىشود و مردم در روز حشر از روى اين زبان عبور مىكنند . اين نتيجهء غيبت است . يك كسى كه زبانش از اين ور شهر به آن ور شهر دراز مىشود و اعراض مردم را ذكر مىكند و آبروى مردم را مىبرد ، اين زبان در آن عالم تا آن اندازهاى كه اينجا دراز بوده ، آنجا هم درازى پيدا مىكند و اهل محشر از رويش - به حسب اين روايت - مىگذرند . وقتى بنا شد ارزش انسان به اين مسائل باشد ، آن وقت هيچ يك از معنويات ديگر ارزش ندارد . شما اگر گمان بكنيد در پيش اين طايفههايى كه ارزش را به اين معانى مىدانند ، ارزشى كه پيش انبيا هست ، اينها اصلًا ارزش بدانند ؟ باور نكنيد كه بدانند . ممكن است بگويند . و ليكن باور ندارند . اگر باور داشتند ، مىرفتند دنبال آن ارزش . حالا كه ندارند و نمىروند دنبال آن ارزش ، معلوم مىشود باور ندارند . ارزش در لسان انبيا و در لسان اولياى خدا و در رأس آنها ، قرآن كريم و رسول اكرم ، - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - ارزش به علم و تقواست . ميزان ، ارزش اين دو خاصه است : علم و تقوا توأماً . علم تنها ارزش ندارد يا ضعيف است ارزشش . تقواى تنها يا ارزش ندارد يا ضعيف است ارزشش .
در حديث منقول از رسول خداست كه
قَصَمَ رَجُلانِ [ يا صِنْفان ] ظَهْرى : عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ وَ جاهِلٌ