تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
عدد آنهايى كه هياهو اطراف اين انسانى كه ، يا غير انسانى كه در آن كالسكه نشسته بود ، هم ارزش در بين قشر روشنفكر آن زمان و هم نويسنده‌هاى آن زمان و هم شعرا و گويندگان و اهل هنر آن زمان ، ارزش به اين بود كه هر كس پاركش بيشتر و هر كس خدم و حشمش بيشتر ، ارزشش بيشتر . طبقه‌اى كه اسم خودشان را « طبقهء اشراف و اعيان » گذاشته بودند ، ارزش پيش آنها اين بود كه چند تا نوكر داشته باشند ، و چند تا دِه داشته باشند و چند تا اسب داشته باشند و چند تا تازى و سگ داشته باشند . در پيش سرمايه دارها هم ، ارزش ، زيادى سرمايه و روى هم انباشتن سرمايه‌ها و پر كردن بانكها يا تجارتخانه‌ها از اموال ، از هر راهى باشد . وقتى در قشر توده‌هاى مردم نگاه مىكردى ، در بين زن و مرد [ در ] هر دو طايفه ، ارزش به لباس بود و به طرز پوشيدن لباس و دوختن لباس و آرايش . هر كه بهتر لباس مىپوشيد و شيكتر بود در لباس ، ارزشش پيش مردم بيشتر بود . و هر زنى كه آرايشش به طرز اروپايى بود و لباسش از آنجا الهام مىگرفت ، اين پيش زنها هم ارزشش زيادتر بود ، البته پيش اكثر . ارزشها همه به امور مادى بود . وقتى بنا باشد كه ارزش انسان به اسب و الاغ و سگ و تازى و امثال اينها باشد ، آن مبدأ ارزش ، ارزشش از اين شخص بيشتر است . اگر اسب مبدأ ارزش يك انسان شد ، آن اسب ارزشش از انسان بيشتر است ؛ براى اينكه او ارزش به انسان داده . اگر فرش و قالى و تجملات و بزك كردن و مو چطور كردن و مد را از اطراف آوردن ، اين ارزش يك انسان را زياد مىكند ، آنها ارزششان بيشتر از اين است ؛ براى اينكه آنها مبدأ ارزش هستند . انسان خودش ارزش ندارد ، ارزشش به گاودارى است ، گاوها ارزششان بيشتر از خود انسان است ؛ ارزششان به پارك دارى است ؛ ارزششان به فرش دارى است ؛ ارزششان به امثال اين مسائل است . و روى موازين عقلى ، اگر مبدأ اثر يك جايى باشد و به واسطهء آن مبدأ اثر ، اين آدم يا اين شىء ارزش پيدا كند ، آن مبدأ اثر ارزشش بيشتر است . نقل مىشود كه يك عارف مسلكى وارد شده بود به منزل يك امير ، يك سلطان يا يك امير و ديده بود كه مجلس [ به ] همه چيز مزين است ، همه چيز هست . در اين بين ، آب دهان مىخواست بيندازد . نگاه كرد به اطراف و آب دهنش را توى صورت آن امير