اگر يكى آمد ديگرى نباشد ، اگر علم آمد تهذيب نباشد ، اگر تهذيب هم آمد علم نباشد ، اگر اين بشر مهذب باشد ، آزار به كسى نرساند ، مردم را رنج ندهد ، با مردم رئوف باشد ، مردم را برادر خود بداند ، بشر را برادر و همتاى خود بداند ، اگر يك همچو معنايى با همهء شئونى كه تهذيب نفس داشت بود ، علم هم هيچ نبود ، مردم در آسايش بودند . و اگر علم بود و تهذيب نبود ، اگر انبيا را ما استثنا بكنيم از بشر ، از اول انبيايى در كار نبودند و بشر خودش خود به خود بزرگ مىشد ، اگر اين طور بود ، تمام بشر به هلاكت و به نابسامانى مىرسيد ، و روى خوش در بين بشر اصلًا پيدا نمىشد . الآن كه مىبينيد كه يك عدد بسيارى از مردم خوب هستند و آن تودههاى مردم است ، اين از بركت همان تربيتهاى معنوى انبياى خداست . تربيتهاى معنوى انبياى خدا ، در عين حالى كه همه قبول نكردند اين تربيت را ، مع ذلك آن قدر در دنيا نور افكنده است كه تودههاى مردم ، تودههاى ضعيف مردم ، همه خوب هستند . كمتر در آنها اين فسادها پيدا مىشود . اگر ما فرض بكنيم كه شماهايى كه از اول مىخواهيد آموزش بدهيد و نهضت سوادآموزى درست كرديد ، همراه او ، شما پرورش نداشته باشيد و تهذيب نفس نداشته باشيد ، اين عمل شما خيلى خوب ، اما هدر رفته است ، همراهش بايد اين باشد . و اگر چنانچه ، شمايى كه متكفل آموزش نونهالان هستيد ، فقط دنبال اين باشيد كه ما علمشان را درست كنيم و دنبال پرورششان نباشيد ، دنبال تهذيب نفس نباشيد ، شما هم موفق در كار نخواهيد بود .
يعنى ، يك خدمت مثبتى براى كشور خودتان نكرديد .
بالاتر از اينجا ، دانشگاه است . اگر اساتيد دانشگاه فقط همّشان اين باشد كه درس بگويند - البته در دانشگاههاى سابق ما ، درس هم درست نبود . اگر بود ، ما اين قدر عقب نمانده بوديم از دانش هم . حالا ما فرض مىكنيم كه خير ، خوب حالا هم ان شاء اللَّه خوب است - فقط بنايشان بر اين باشد كه تعليم كنند اينها را ، پهلويش تربيت نباشد ، تربيت معنوى نباشد ، از دانشگاه آنها مىآيد بيرون كه فساد مىكنند . حوزههاى علمى هم همين طور است . اگر در حوزههاى علمى قديمى تهذيب نباشد ، اخلاق نباشد ، آموزش معنوى نباشد ، فقط آموزش علمى باشد ، فقط علم در كار باشد ، آنجا هم افرادى از آن خواهند
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 500
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٠٠