بيشتر از آن قدرتشان كه نمىتوانند زحمت بكشند . به اندازهء وسعشان ، به اندازهء قدرتشان ، زحمت كشيدند و كار انجام دادند ، خانه تهيه كردند با آن سختيهايى كه در آنجا هست ، لكن نمىتوانند بيشتر از اين بكنند . اگر يك وقت ديديد يك چيزى كسرى داريد ، نه اينكه آقايان نخواستهاند ، آقايان نتوانستهاند . وقتى نتوانستهاند چه بكنند ؟
بگويند كه آقايان حج نياييد ؛ براى اينكه ما نمىتوانيم براى شما يك جاى بزرگى درست كنيم و - نمىدانم - يك تفريحگاهى داشته باشيم و چه ؟ يا نه ، بياييد و يك قدرى هم توجه كنيد به زحمتهايى كه فقرا مىكشند .
وظيفه مهم روحانيون آموزش احكام حج
در هر صورت ، اين وظيفهء علمايى است كه در كاروانها هستند ؛ يعنى ، يكى از وظايفشان . يكى از وظايف مهم هم قضيهء آشنا كردن مردم است به مسائل حج . بسيار آدم مىبيند كه حج مىروند . زحمت مىكشند ، لكن مسئلهء حج را نمىدانند ، آنجا گرفتار مىشوند . بعد كه آمدند ، بعد از چند سال ، سؤال مىكنند كه ما اين جور كرديم ، آيا حجمان درست است يا نه ؟ ما اين طور نكرديم ، آيا درست است يا درست نيست ؟ آيا ما مُحرِم باز هستيم يا نه ؟
بايد آقايان مردم را [ در ] جلسه قرار بدهند ؛ جلسهء درس قرار بدهند ، درس بدهند مردم را ، آداب حج را ، واجبات حج را ، محرّمات حج را ؛ اينها را بگويند . آدابش هم نشد ، نشد ، اما محرّمات و واجبات را به مردم تعليم كنند و هر روز [ جلسه ] داشته باشند .
مردم هم موظفاند كه بروند پيش آقايان در اين درسها اگر دارند ، بروند آقايان گوش كنند و مسائل حج را ياد بگيرند كه بعدها گرفتار نشوند كه وقتى كه آمدند ، [ نگويند : ] « من طوافم چه جورى بود ، آيا درست است يا نه ؟ » وقتى مسأله را ياد گرفتيد ، ديگر درست مىشود ، ديگر عيبى پيدا نمىكند . اين هم يكى از وظايفى است كه همه دارند و روحانيون بايد اين وظيفه را در آنجا انجام بدهند . و مردم هم بايد دنبال اين امر باشند كه مسئلهء حج را ياد بگيرند ، نه اينكه ما فقط حج برويم و هر چه شد ، شد ديگر . نه ، اين غير