اين حج نمىتواند باشد . آن حجى كه خداى تبارك و تعالى بر اشخاص واجب فرموده است اين است كه برويد آنجا زندگانى مردم را ببينيد . آن وقت كه ما رفتيم ، زندگانى آن وقت حجازيها را يك مقدارى ديديم - كه حالا حجاج نمىتوانند ببينند - آن وقت كه ما با اتومبيل بين مكه و مدينه مىرفتيم ، هر جا اتومبيل مىايستاد ، هر جا در اين بيابانهاى لم يَزْرَع « 1 » طولانى ، هر جا اتومبيل مىايستاد ، از زير اين بتهها و اينها مىآمدند بيرون بچههايى كه هيچ لباس نداشتند ، زنهايى كه لباسشان فقط ساتر بود ، مردهايى كه وضعشان را انسان نمىتواند بيان بكند ، مىآمدند و از مردم گدايى مىكردند . بايد اينها را انسان ببيند و بعد توقع بكند به اينكه نخير ، ما بايد حالا كه حج مىرويم و با كاروان مىرويم و - نمىدانم - چى مىرويم ، حالا بايد در آنجا همه چيز براى ما مهيا باشد . خير ، يك قدرى بايد توجه به اين مسائل بكنند . آقايان روحانيون ، مردم را توجه بدهند به اين مسائل كه توقعات آنها در سطح بالا نباشد . شما را با طياره مىبرند ، آن وقتها كه مىرفتند ، با الاغ مىرفتند ؛ چند وقت مىرفتند در بعضى جاها ، چهارده ماه طول مىكشيد ؛ چهارده ماه طول مىكشيد رفت و برگشت حج . حالا شما دو ساعت ، سه ساعت سوار مىشويد به طياره با راحتى مىرويد آنجا . آن وقت كه مىرفتيد ، خانهاى تو كار نبود كه شما برويد . شما خودتان بايد برويد تهيه بكنيد و خودتان برويد زحمت بكشيد . آن هم آن خانههايى كه بودند و آن وضع و آن كثافتى كه در آن وقت بود . حالا خانه برايتان تهيه كردهاند . خوب ، شما حاجى هستيد ، شما مسلمانى هستيد كه مىخواهيد به داد مسلمين برسيد ، به داد مستضعفين جهان برسيد . اين قدر بالا نبريد توقعات خودتان را كه خداى تبارك و تعالى يك وقت - خداى نخواسته - امر بفرمايد كه اين جور نشود - و نمىشود آن وقت - آن وقت گرفتارى زياد مىشود .
بايد شما آقايان روحانيون ، مردم را تذكر بدهيد به اينكه اگر يك كمبودى هست ، آقايان كه رفتند كارها را كردند ، خوب زحمت كشيدند و دارند هم الآن مىكشند ، و ليكن
هامش
( 1 ) - غير قابل كِشت و زراعت .