تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
خودمان مىدانيم ، بناى بر اين نداشتيم كه در يك كشورى دخالت كنيم و تا حالا هم دخالت نكرده‌ايم . و نه تا كنون ارتش ما ، سپاه پاسداران ما به كشور عراق حمله كرده‌اند . از اول شما بوديد كه حمله كرديد و همهء دنيا مىدانند اين را . براى كى اين حرف را مىزنى ؟ براى دلخوشى خودت اين حرف را مىزنى ؟ چرا اين [ را ] كه نوشتند ، يك دفعه ديگر مطالعه نكردى ؟ به يك كسى بگويى بخواند و بفهماند كه اين چه چيزى نوشته در اينجا . كى باور مىكند در دنيا كه ارتش ايران حمله كرده بعضى شهرهاى آنها را گرفته ؟ آنها آمده‌اند حالا دفاع كرده‌اند و عقب نشانده‌اند اينها را تا آوردند به خوزستان و حالا هم پيروزمندانه اين شهرها را رها مىكنند و مىروند ؟ ! بسيار خوب ، تو بمير و بدم ! پيروزمندانه بيرون برو و بعد هم اين چيزهايى را كه ما از عراق مىخواهيم ؛ يعنى ، از دولت عراق و اين خساراتى را كه شما مىگوييد به شمارش نمىآيد ، از شما كه به طور معقول مطالبه مىكنيم و اگر نداديد ، ما در حال جنگيم ؛ به طور اجبار ازتان مىگيريم . و بعد هم ، و بعد هم بايد به حسب وجدان دنيا و به حسب دستورات الهى ، بايد آن كسى كه اين قدر جنايت وارد كرده است به كشور خودش و كشور ما ، بايد اين مشخص بشود . بايد اشخاص بيايند ، اشخاصى كه طرفين قبول دارند ، بيايند بنشينند و ببينند كه ما حمله كرديم به عراق يا او حمله كرده به ما . خرابيهايى كه آنها وارد كرده‌اند ، ببينند و بروند در شهرهاى آنها هم ببينند ، خرابى از ايران چه شده . ممكن است يك دفعه اشتباهى واقع شده باشد و بخواهند يك جاى ديگرى را بزنند ، اشتباهاً يك جايى را هم زده باشند . اما هر روز ، الآن كه اينها مىگويند كه ما يك طرفه آتش بس داديم ، هر روز از آبادانِ تنها بيست نفر ، سى نفر زخمى و چند نفر شهيد مىشوند . اين قضيهء آتش‌بسِ اينهاست ؛ مثل آتش بس بگين كه آتش بس مىكند و دنبالش آن طور جنايات مىكند . دنيا مبتلاست به يك همچو اشخاصى . دنيا مبتلاست به اين طور مغزهاى پوك متفرعن كه همه چيز را فداى يك روز سلطهء خود مىكنند . و چه وقت بايد اين دنيا از اين گرفتارى بيرون بيايد ؟ آن روزى كه امريكا در كار نباشد و آن روزى كه شوروى در كار نباشد . و اميدوارم كه خداى تبارك و تعالى با همهء شماها و با همهء ما و با همهء ملت ما عنايت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 356 | السيد الخميني