آن همه از اول ، آن همه صحبتها كرده و اشتلمها « 1 » خوانده و براى خودش سردارى كذا را نقشهچينى كرد ، و آن روز هم بازيش داده بودند ، امروز هم برايش نوشتهاند يك ورقهاى مثل يك ورقههايى كه مىنويسند دست يك بچه مىدهند بخواند . مفادش را خودش نمىداند چه است ، لكن ديگران مىفهمند .
من ميل دارم كه آقايان پيدا كنند اين را . كسانى كه اين اطلاعيه - بطوله - را ، كه يك ساعت بيشتر وقت من را صرف خودش كرد ، مطالعه كنند ، ببينند كه اين مرد چى دارد مىگويد . اول چى مىگفت ، حالا چى مىگويد . مىگويد : ما براى اثبات اينكه صلح طلبيم ، صلح جو هستيم ، همه لشكر خودمان را امر مىكنيم كه از خاك ايران تا ده روز ديگر بيرون بروند . اگر راست مىگويد اين مطلب را ، بسيار خوب ، اين يكى از مطالبى كه ما داشتيم ، حاصل . ولى چند تا مطلب ديگر داريم بايد حاصل بشود ، تا حاصل نشود ما در حال جنگ هستيم . يكى اينكه اين همه خساراتى كه به ما وارد كردى كه خودش نوشته ، اين را اقرار كرده كه خساراتى كه بر ايران وارد شد ، قابل شمارش نيست ، به اين تعبير . و از يك طرف هم مىگويد كه ما هزاران اسير گرفتيم و نمىفهمد اين را كه فردا بايد جواب اين را بدهد كه تو هزاران اسير گرفتى بيا تحويل بده . ما كه مىگوييم هزاران اسير گرفتيم ، همهء اين اشخاصى كه ، نويسندهها و مخبرين كه از خارج آمدند ، برديم نشانشان داديم كه بابا ، اينها در اين شهر ، اينها هستند ، در شهرهاى ديگر هم آنجا ، آنجا ، آنجا . در تلويزيون هم نشان داديم يك مقدارش را البته و ما مىگوييم داريم اين مقدار و هر وقت بخواهيم تحويل بدهيم ، تحويل مىدهيم . اما اين آدمى كه توجه به مسائل سياسى ندارد ، مىگويد كه خساراتى كه به ايران وارد شده است قابل شمارش نيست ، نمىشود ارزيابى كرد . فردا از تو مىگيرند اينها را .
ما از الآن هم اعلام مىكنيم كه ما نه هيچ روزى جنگجو بودهايم به اين معنا كه حمله كنيم به يك كشورى اسلامى . براى اينكه كشور اسلامى ، ما همهء كشورهاى اسلامى را از
هامش
( 1 ) - سخن درشت ، ناسزا .