صورتى است كه خوب ما هم مجلس داريم ، و الّا مجلس به آن معنايى كه واقعاً برگزيدههاى خود ملت باشند بدون تحميل ، و نظر خود ملت باشد بدون اين [ كه ] تحميل بشود ، من گمان ندارم كه جايى را شما بتوانيد پيدا كنيد كه اين طور باشد كه صد درصد ملت است و همهء امور در دست ملت است و دولت برگزيده از ملت است و خدمتگزار ملت .
ما نمىخواهيم كه و شما نمىخواهيد كه برگردد مسأله به مسئلهء زمان محمد رضا يا زمان رضا خان . و اگر سست ما بياييم و اين هماهنگى را حفظ نكنيم ، خوف اين معنا هست كه آنهايى كه از اسلام سيلى خوردند و آنهايى كه نگران اوضاع ايران ، بلكه نگران اوضاع منطقه هستند ، يك كارى بكنند ؛ يك راهى را پيش بگيرند كه ملت را خسته كنند ، اختلاف ايجاد كنند بين افراد ملت ، اختلاف ايجاد كنند بين دولت و ملت و يك راهى باز كنند كه يك رضا شاهى را دوباره بياورند به عنوان رئيس جمهور اسلامى - به عنوان شاهنشاهى نمىآورند - به عنوان رئيس جمهور صد در صد اسلامى ! و بسيارى از مسائل اسلامى را هم از من و شما بيشتر عمل كند . از اين جهت ، در رأس برنامههاى دولت ، بايد اين مطلب باشد كه اين هماهنگى را حفظ بكند ؛ خيال نكنند كه ما دولت هستيم و بايد مسألهاى را كه ما طرح مىكنيم ملت بپذيرد ، چه روى مصالحش باشد ، چه نباشد .
شما مىبينيد كه خودشان مىروند طرح درست مىكنند ، مىروند در امريكا بين مصر و تلآويو و واشنگتن يك طرحى درست مىكنند و بعد هم مىگويند كه اين طرح بايد اجرا بشود ؛ كارى ندارند به اينكه ملت مصر چه كاره است ، ملت فلسطين چه كاره است ، لبنان چه كاره است . ظلمهايى كه به اينها شده است ، چه [ مىباشد ] ، اينها را هيچ كار ندارند ، روى مصالح خود قدرتمندها اين مطالب را پيش مىآورند و دولتها ، ملتها را به هيچ حساب مىكنند ؛ همين طورى كه شما ديديد كه در زمان محمد رضا و رضا شاه ، دولت ، ملت را هيچ حساب مىكرد ؛ چنانچه آن كسى كه در رأس بود ، آن خائنى كه در رأس بود ، همه را هيچ حساب مىكرد . رضا خان همه را هيچ حساب مىكرد و محمد رضا هم اين طور بود و اين اسباب اين مىشد كه آنها بتوانند سلطهء خودشان را تحميل كنند ؛ براى اينكه غير از يك نفر كسى نيست . با يك نفر مىشود تفاهم كرد . اينكه اينها
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 354
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٥٤