كشته شده است ؟ اگر ما وحشت داريم ، بايد ما اصلًا طريقهء انبيا را كنار بگذاريم . بايد آن چيزى كه انبيا آوردند ، آن چيزى را كه خدا امر كرده به آنها كه برويد اين سردمدارها را دعوت كنيد ، [ رها كنيم . ] دعوت همين نبود كه بروند بگويند : آقا ، مسلمان شو ؛ چنانچه نشد ، ديگر بروند سراغ كارشان . نخير ، دعوت مىكردند ، با شمشير توى سرشان مىزدند تا آدم بشوند ، كشته مىدادند و مىكشتند . مگر شهادت يك امرى است كه انسان براى آن عقبنشينى بكند ؟ ! هى گفته بشود به اينكه خوب اگر اين طور مسائل نبود ، اگر ما با شاه كنار مىآمديم ، ديگر اين قدر كشتار واقع نمىشد . پيغمبر هم اگر با ابو سفيان كنار مىآمد ، نمىشد . سيد الشهدا هم اگر با يزيد ، حضرت امير هم اگر با مخالفينش ، كه مخالف اسلام بودند ، كنار مىآمد ، ديگر كشتارى نمىشد ، ديگر جنگ صفينى در كار نمىآمد ، جنگ جَمَلى در كار نمىآمد . چشمها را هم مىگذارند و خودشان را يا به نفهمى مىزنند يا نفهماند و نمىبينند كه انبيا چه كردند و چه زحمتهايى و چه جانفشانىهايى براى مقاصد خودشان كردند ، و اسلام - از صدر اسلام تا آخر - اولياى خدا چه كردند و چه جانفشانىهايى كردند و چه فداكاريهايى كردند .
اگر الآن به شما ملت مسلمان و به شما روحانيون معظم اشكال بكنند كه آقا ، چنانچه نشسته بوديد سر جايتان ، خوب ، چىتان لنگ بود ؟ ! خوب ، محمد رضا كارها را انجام داده بود ؛ حالا امريكا هم يك قدرش را ببرد ، خوب به ما چه ؟ مال دنيا كه اين قدر ارزش ندارد ؛ نفت هم يك چيز بوگندى است كه ارزشى ندارد ، خوب ، ببردشان جان ما را فارغ كند از نفت ؛ اگر شما با آنها ساخته بوديد ، حالا ديگر اين اجتماعات نبود و اين راهپيماييها نبود و اين زحمتها نبود و اين تعطيلات نبود و اين كشتارها نبود و اين گرانيها - مثلًا - نبود و امثال ذلك ، همهء اين حرفها به انبيا وارد است . اگر شما خودتان را دنباله رو انبيا مىدانيد و ملت ما خودش را دنباله رو پيغمبر اكرم مىداند ، بايد اين مسائل را با كمال جديت [ ادامه دهد با ] همان طورى كه پيغمبر اكرم در همان وقتى كه زمان رحلتش بود ، همان وقت يك جيشى را فرستاده بود بيرون مدينه ، مهيا بودند كه بروند به جنگ . كدام روز پيغمبر خالى از اين مسائل سياسى و اجتماعى بود ؛ از جنگ بود ؟ پيغمبر نمىدانست
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: السيد الخميني
ص٢١٦