ملت مىترسند . آنى كه با ملت سر و كار دارد ، شما آقايان هستيد . ايران در هر دِهش يك اهل علم هست . حالا اگر نباشد هم خوب ، خيلى نادر است و در هر شهرى عدهاى هستند ، در هر استانى عدههايى هستند و اينهايند كه آنها از آنها مىترسند . مىگويند كه اينها مردم به آنها توجه دارند .
ائمهء جماعت وقتى كه در مسجد مىروند ، هر كدام يك عدهاى دارند و يك عده مريد دارند ، يك عده مأموم دارند . اگر يك وقت صدايشان درآيد ، خوب ، اين اسباب زحمت مىشود . اين دژ را بايد بشكنند . با هر قيمتى كه شده است ، دنبال اينند كه اينها را از بين ببرند . الآن هم هستند . آن وقتى كه اينها درست ادراك نكرده بودند و حدس مىزدند ، خوب حدسى بود كه درست هم بود كه اين طايفه در بين مردم اين طور هستند كه مىتوانند مردم را بسيج كنند . با اينكه نشده بود يك همچو امرى ، مع ذلك ، آن قدر جديت كردند با دست عمال خودشان ، با روزنامهنويسها و با همهء بوقهاى تبليغاتى كه اين جمعيت را از مردم جدا كنند و يك وقت همهء عمامهها را بايد بردارند . عمامهها را برداشتند ؛ طلبهها نمىتوانستند در خيابانها بروند . در زمان رضا خان اين طور بود . بعد هى هر چه گذشت ، ديدند نه ، نمىشود . اين جمعيت به اين طور از بين نمىرود ؛ با زور و فشار و حبس و تبعيد و امثال ذلك ، لكن خوب ، جنبههايى كه جنبههاى سياسى بود و جنبههايى بود كه مردم را از اينها دلسرد كنند ؛ اينها را از مردم جدا كنند ؛ امثال اينها . همهء اينها را آن روزى كه آنها نديده بودند باز مطلب را ، آن طور با جديت دنبالش بودند .
امروزى كه ديدند و سيلى را خوردند از اسلام و از اين روحانيت معظم اسلام و فهميدند ، احساس كردند اين معنا را كه اينها مىتوانند مردم را بسيج كنند ؛ اين بسيج عمومى ، كه الآن در ايران هر وقت كه سپاه پاسداران بگويند ، مردم بسيج مىشوند ، اين دنبال همين معناست كه مسجدها مركز اين مسائل بود و شد و اين كار در ذهن مردم وارد شد .
علماى اسلام احساس كردند ، اكثريت قريب به اتفاقشان احساس كردند كه بايد ما اين سد عدم دخالت در سياست را بشكنيم و ما بايد وارد بشويم در امور . بايد ما دخالت كنيم .
بايد اهتمام به امر مسلمين داشته باشيم . اهتمام به امر مسلمين اين نيست كه من بروم نماز
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: السيد الخميني
ص٢١٢