بگيرد و يك دانشگاهى باشد كه اشخاصى كه از او بيرون مىآيند يا قبلهشان شرق باشد يا قبلهشان غرب باشد . بايد دانشگاه باز بشود ، لكن با آن وضعى كه تربيتهاى اسلامى و ملى و انسانى باشد . اين طور نباشد كه ما فقط مىخواهيم باز باشد . باز بود ، پنجاه سال هم باز بود . چه اشخاصى را بيرون داد ؟ همان اشخاصى را كه ملت را به تباهى كشاندند و الآن هم دست از سر اين ملت بر نمىدارند . ما مىخواهيم كه دانشگاهى باشد كه ملت ما را مستقل و غير وابسته به شرق و غرب درست بكند ؛ نه ملت را به طرف شرق بكشد ، نه ملت را به طرف غرب بكشد ؛ يك ملتى مستقل ، با فكر مستقل ، با دانشگاه مستقل ؛ كه با استقلال دانشگاه كشور مستقل مىشود ؛ يك دانشگاهى كه با فيضيه دست به دست هم بدهند و شرق و غرب را كنار بزنند و خودشان براى مصالح كشور خودشان و براى مصالح اسلام عزيز خودشان عمل بكنند و نونهالان عزيز ما را طورى بار بياورند كه نه قبلهء آنها مسكو باشد و نه قبلهء آنها لندن باشد و نه قبلهء آنها واشنگتن ؛ قبلهء آنها كعبه باشد ؛ توجه به خداى تبارك و تعالى باشد و اسلام را در آغوش بگيرند ، كه استقلال آنها ، عزت آنها در سايهء اسلام است .
استقلال كشور در گرو استقلال مراكز فرهنگى
و اسلام براى علم آن قدر اجر قائل است كه شايد ديگر مسالك آن قدر قائل نباشند .
اسلام دانشمندها را آن قدر ارج مىگذارد كه شايد ساير مسالك آن طور نباشد . در اسلام ، دانش بزرگترين چيز است ، لكن نه دانش آن طورى كه ما را به تباهى بكشد ، نه دانشمندان آن طورى كه ملت ما را به آغوش غرب يا شرق ببرد . اسلام كوشش دارد كه علم را در مغزهاى مستقل ، در مغزهايى كه به طرف شرق و غرب نيستند ، در مغزهايى كه به اسلام فكر مىكنند ، بار بياورد . و اين استقلال است كه مىتواند كشور ما را مستقل كند .
استقلال كشور ما منوط به استقلال همين دانشگاهها و فيضيههاست . دانشگاه و فيضيه دست به دست هم بدهند و استقلال كشور خودشان را حفظ كنند . و اميد خودشان را از غير دانشگاه اسلامى و غير فيضيهء اسلامى ، اميد خودشان را از ديگران ببرند . اعتناى به