كشور خودشان علاقه داشتند و به اسلام علاقه داشتند ، آنها هم انگشت را روى همان نقطهء حساس گذاشتند و انقلاب فرهنگى و انقلاب دانشگاهى را خواستند . و شما ديديد كه از همان روز اول ، آنهايى كه قبلهشان يا مسكو بود و يا امريكا ، شروع به مخالفت كردند ؛ اين را يك عمل ارتجاعى حساب كردند . آن وقت تهمتها هم زدند كه اينها مىخواهند اصلًا علمى توى كار نباشد و تخصصى توى كار نباشد و لا بد اينها مىخواهند تيمم و وضو را در دانشگاه ياد اينها بدهند ! غافل از اينكه اين تبليغات اگر سابق عمل خودش را زياد انجام داد ، بعد از انقلاب و بيدار شدن قشرهاى ميليونى ايران ، اين حرفها ديگر در آنها اثر ندارد . آنها مىدانند كه شما وقتى مىگوييد « مرتجع » مقصودتان اين است كه بگذاريد ما دستمان باز باشد تا اينكه « مترقى » باشيم و مملكت خودمان را در آغوش غرب بكشيم كه مترقى است ! و يا در آغوش شرق و بلوك كمونيستى كه آنها هم مترقى هستند ! مقصود از « مرتجعين » مسلمانها و علاقهمندهاى به اسلام و علاقهمندهاى به كشور بود و مقصود از « مترقى » آنها بودند كه مىخواستند و مىخواهند كشور را به طرف شرق و غرب بكشند و راهى جز كشاندن دانشگاه به طرف شرق يا طرف غرب نداشتند .
اهداف و مقاصد شوم در مخالفت با انقلاب فرهنگى
از آن روز اولى كه صحبت « انقلاب فرهنگى » پيش آمد ، مخالفتها شروع شد . اگر شما گروههايى [ را ] كه مخالفت كردند با اين مسائل و اشخاصى [ را ] كه سينه زدند براى باز شدن دانشگاه قبل از اصلاح مشاهده كنيد ، مىبينيد كه اينها همه پاى بيرق غرب و شرق سينه مىزنند . شما توجه داشتهايد و داريد كه از همان اول انقلاب ، قدم به قدم طوايفى و قلمهايى و زبانهايى بر ضد اين انقلاب به كار افتادند ؛ و هر قدمى كه انقلاب خواست براى اصلاح بردارد ، آنها مخالفت كردند . اگر صحبت دانشگاه آمد ، همانهايى كه دانشگاه را مركز فساد قرار داده بودند و همانهايى كه قبلهء آنها غرب يا شرق بود ، با اصلاح دانشگاه مخالف بودند . آنها خوف اين را داشتند كه مبادا دانشگاه يك دانشگاه اسلامى بشود تا اينكه دست شرق و غرب تا ابد از دانشگاه كوتاه بشود ؛ يعنى ، از كشور كوتاه بشود .