جرأت مىكند ، مخالفت مىكند - و مسئوليتش آن قدرها زياد نيست . مسئوليت آنجاست كه انسان با نعمت خدا و در محضر خدا مخالفت كند .
نعمتها همه از اوست ؛ زبان مال اوست به شما داده است ؛ چشم و گوش مال اوست به شما داده است ، خودش هم حاضر است . آن وقت اين حاضر توجه كند به اينكه - توجه دارد ازلًا و ابداً - كه در محضر او و با نعمت خودش مخالفت با خودش دارد مىشود ، معصيت خودش مىشود .
مسئوليت خطير نويسندگان
امروز با قلمهايى كه دست شماست ، مسئوليت بزرگى داريد . جايى كه شماها داريد ادارهاش مىكنيد مثل يك ادارهء دولتى نيست . در ادارات دولتى ، هر چه واقع بشود ، در همان باطن آنجا واقع مىشود ؛ گاهى مگر شماها به مردم بگوييد ، و الّا در بين خودشان واقع مىشود . اما قلمهاى شما يك قلمهايى است كه چنانچه لغزش بكند ، گاهى يك ملت را لغزش مىدهد . راديو تلويزيون يك دستگاهى است كه چنانچه فاسد از كار در بيايد ، يك ملت را فاسد مىكند . الآن همه راديو گوش مىكنند و همه تقريباً تلويزيون نگاه مىكنند . اين طور نيست كه يك معصيت [ در آنجا ] حالا مثل معصيت توى صندوقخانه باشد ؛ اين معصيتى است كه در محضر همهء مردم است . قلمهاى شما اگر - خداى نخواسته - لغزش بكند و آن تعهدى كه براى خداى تبارك و تعالى بايد داشته باشيد ، غفلت از آن بكنيد ، اين جور نيست كه به خود شما ضرر بزند ، به خود شما ، عائلهء شما ، دوستان شما ، ملتهاى شما و كسانى كه هم مذهب شما وهم دين شما هستند ؛ به همه ضرر مىزند . پس يك ضرر مضاعف است ؛ مثل يك ضرر كوچك نيست . بايد توجه بكنيد به اين مصلحت ، خصوصاً شما كه ادارهء يك روزنامهء كثير الانتشار هست دستتان .
شما چنانچه - خداى نخواسته - توجه به اين مسائل نكنيد ، يك مسئوليت بسيار خطير داريد پيش مردم ، پيش ملتهاى دنيا و بزرگتر اينكه پيش خدا مسئوليت داريد . چنانچه اين روزنامهها ارشاد كنند مردم را ، اين يك اطاعتى است بالاتر از آن اطاعتهايى كه انسان گوشهء خانهء خودش مىكند ؛ و بالاتر از آن ارشادهايى است كه پيشترها مىكردند