همهء مملكت ايران را به هم بزنم براى اينكه من باشم و هيچ كس نباشد نه ، همه باشيد ، و همه هم حفظ كنيد مملكت را . همه باشيد ، و همه روى قانون عمل بكنيد قانون اساسى را باز كنيد ، و هر كس مرز و حد خودش را تعيين كند . به ملت هم بگويند كه قانون اساسى ما براى دولت اين را وظيفه كرده است ؛ براى رئيس جمهور اين را ؛ براى مجلس اين را ؛ براى فرض كنيد فلان كار براى ارتش اين را . براى همه وظيفه معين كرده است . به مردم بگويند در قانون اساسى كه شما رأى داديد برايش ، وظيفهء ما اين است . در لفظ فقط نباشد ، و در واقع خلاف . واقعاً سر فرود بياوريد به قانون ؛ و واقعاً سر فرود بياوريد به اسلام . لفظ را همه مىگويند . شايد شيطان را هم ازش بپرسند ، مىگويد من انقلابى هستم ! امروز همه انقلابى هستند ! امروز همه دلسوز براى ملت هستند ! امروز دعواى اينكه ما همه جنگ هم رفتهايم - و شما ديديد كه يك دسته نوشتهاند كه ما از اول در جنگ چه بوديم - گفتهاند . خوب ، من هم مىتوانم بگويم من در صفِ اول جنگ دارم جنگ مىكنم ، ولى اينجا افتادم همين طور . بايد به حسب واقع ، به حسب انصاف ، به حسب وجدان ، اين مردمى كه شماها را روى كار آوردهاند ، اين مردم زاغهنشين كه شماها را روى مسند نشاندهاند ملاحظه آنها را بكنيد ، و اين جمهورى را تضعيفش نكنيد . بترسيد از آن روزى كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست ، و يك انفجار حاصل بشود . از آن روز بترسيد كه ممكن است يكى از « ايام اللَّه » - خداى نخواسته - باز پيدا بشود . و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به 22 بهمن . قضيه [ اين ] است كه فاتحه همه ما را مىخوانند ! من از خداى تبارك و تعالى اميد اين را دارم كه به ما عنايت بفرمايد و ما را هدايت كند به يك راهى كه مرضى اوست ؛ و قلمهاى ما را هدايت كند به يك نوشتههايى كه مورد رضاى اوست . و بر زبانهاى ما جارى كند يك چيزهايى را كه مورد رضاى اوست .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٨٠