كه يك كسى اينجا فرشش را انداخته ، يكى هم اينجا فرشش را ؛ اگر اين روى فرش خودش بنشيند و آن هم روى فرش خودش بنشيند دعوا ندارد . اما اگر اين پايش را دراز كرد روى فرش او ، او پايش را كنار مىزند . و او هم مىخواهد پايش را دراز كند اينجا ؛ دعوا اينجا پيدا مىشود .
هواى نفس ، منشأ تمام دعواها
دعواهاى ما دعوايى نيست كه براى خدا باشد . اين را همه از گوشتان بيرون كنيد ! همهتان همهء ما ، از گوشمان بيرون كنيم كه دعواى ما براى خدا است ، ما براى مصالح اسلام دعوا مىكنيم . خير ! مسأله اين حرفها نيست . من را نمىشود بازى داد ! دعواى خود من و شما و همهء كسانى كه دعوا مىكنند همه براى خودشان است . همه مىگويند پيش بده براى ما ! همه مىخواهند تمام اين قدرت چىچى . آخر من نمىفهمم چه قدرتى الآن در كار هست ! خوب ، محمد رضا اگر دنبال اين مسائل مىرفت مطلبى بود ، براى اينكه يك قدرتى بود - قدرت شيطانى بود - كسى حق نداشت يك كلمه بگويد ؛ اما امروز كه بقال سر محله مىآيد و مىگويد كه برادر نخست وزير اينجا اين كار درست نيست ، برادر رئيس جمهور اين كار درست نيست ، اين ديگر قدرتى نيست . يك برادرى است ، يك دسته برادرند ، يك دستهشان شانسشان آورده است آنجا نشستهاند ؛ يك دسته بيچاره هم براى اينها سينه مىزنند ! قدرت نيست كه ما حالا براى يك قدرتى بياييم . اينها تلبيسات ابليس است كه بر ما غلبه كرده است . و اين تلبيسات ابليسى را چنانچه مسامحه كنيد ، شما را به جهنم مىفرستد ! در همين دنيا هم به تباهى مىكشد . در همين دنيا ايستاده است اين تلبيس نفسانى و اين شيطان نفس ايستاده است تا آنجايى كه همه چيز دنيا را به باد فنا بدهد . هيتلر حاضر بود تمام بشر از بين برود ، و خودش در آن قدرت همان آلمان باقى باشد . آن نژاد بالاتر و اين چيزى كه در مغز هيتلر بود در مغز همهء شما هست ! خودتان غفلت كردهايد . در مغز همه اين مطلب هست كه همه بروند و من [ باشم ] ! تا نرويد سراغ اينكه يك انصافى در كار باشد ، يك توجهى به خدا در كار باشد . يك حسابى در كار باشد ، كه خودتان از خودتان حساب بكشيد كه من امروز مىخواهم چه بكنم ، مىخواهم