اين هيچ مانعى ندارد . البته مسائل اگر مسائل اسلامى باشد ، اگر در رأى هم مخالف باشيد ، بايد تو سرتان زد ! اما اگر يك مسائل سياسى هست ، مسائل [ ديگر ] هست ، مىگوييد اينها اشتباه كردهاند ، بسيار خوب ، ممكن است يك ميليون جمعيت هم اشتباه بكنند ؛ اين اشكال ندارد ؛ اما در عين حالى كه اعتقادتان اين است كه اينها اشتباه كردهاند ، در عين حال بايد بپذيريد . چاره نداريد . شما هم كه وكيل شديد فرض كنيد از تهران يا از جاى ديگر ، خوب ، عدهء كثيرى مىگويند كه اين لياقت نداشته است ! اين نبايد ، خوب نبود بشود ، اما حالا كه اكثريت شد ، پذيرفتهاند . اين مردم بيچاره همه چيز را قبول دارند ؛ اين من و شما هستيم كه هر جا بر خلاف مصلحت ما باشد اساس را مىگوييم قبول نداريم . هر جا هر كس بر خلاف من است اين اصلًا مسلمان هم نيست و هر كه بر وفق من است ، اگر شمر هم باشد اين ابو ذر است ! اين يك مطلبى است كه در باطن ذات هر كس هست . اصلاح كنيد خودتان را . در باطن ذات همه هست كه آن كه با من خوب است خوب است ؛ و آن كه با من بد است بد . نه آنكه به حسب حكم خدا خوب است و به حسب واقع خوب است ، نخير ، آنى كه با من خوب است آن ميزان است . آن قانون ميزان است كه براى من باشد ؛ و آن مجلس ميزان است كه براى من باشد ؛ و آن ارتش ميزان است كه براى من باشد ! آن كه براى من نباشد آن فاسد است ! اين يك چيزى است كه در قلب همه است ، اختصاص به يكى و دو تا ندارد . هر كسى هر چيزى را براى خودش مىخواهد همه مردم هر چيزى را براى خودشان مىخواهند ، الّا آنهايى كه بالاتر از اين طبقات هستند . البته هر كس اين طور است . اما در مقام تدبير امور يك مملكت و در مقام ادارهء يك مملكت ، بايد همهء شماها و همه كسانى كه دست اندر كار هستند و همهء ملت بپذيرند آن چيزى را كه ، قانون اساسى پذيرفته است . بپذيرند آن چيزى را كه مجلس به آن رأى مىدهد و شوراى نگهبان آن را موافق قانون و موافق شرع مىداند .
بايد بپذيرند اينها را . اگر مىخواهيد كه از صحنه بيرونتان نكنند ، بپذيريد قانون را . نگوييد هى قانون ، و خودتان خلاف قانون بكنيد ! بپذيريد قانون را . همهتان روى مرز قانون عمل بكنيد . اگر همه روى مرز قانون عمل بكنند ، اختلاف ديگر پيش نمىآيد . همهء اختلافات اين است
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٧٨