رأيى كه دادهاند .
اهميت مجلس و مصوّبات آن
و من تكرار مىكنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت . مجلس اگر رأى داد و شوراى نگهبان هم آن رأى را پذيرفت ، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد . من نمىگويم رأى خودش را نگويد ؛ بگويد ؛ رأى خودش را بگويد ؛ اما اگر بخواهد فساد كند ، به مردم بگويد كه اين شوراى نگهبان كذا و اين مجلس كذا ، اين فساد است ، و مفسد است يك همچو آدمى ، تحت تعقيب مفسد فى الارض بايد قرار بگيرد .
اين مجلس ما حصل خون يك جمعيتى است كه وفادار به اسلام بودند ؛ و اين مجلس عصارهء زحمتهاى طاقت فرساى اين ملت مسلمان بوده است ؛ اين مجلس فراهم آمده از « اللَّه اكبر » هاى مردم است ؛ اگر بنا باشد كه اين مجلس فراهم آمده از « اللَّه اكبر » مردم قدمى بر خلاف اسلام بگذارد ، اين مجلس مجلسى خواهد بود كه بر خلاف مسير مسلمين عمل كرده . با تمام قدرت ، بدون اينكه ملاحظه از احدى و از مقامى بشود ، مجلس بايد مسائل را طرح بكند . و رد و بدل و انتقاد صحيح ، بدون جار و جنجال ، بدون هياهو ، مسائل را بگويند . كسى كه مخالف است مخالفت خودش را بدون هياهو بگويد . آن كه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگويد . و بعد هم رأى بگيرند . وقتى رأى گرفتند ، اگر اكثريت رأى داد ، و بعد هم برده شد پيش شوراى نگهبان و آنها هم صحيح دانستند اين رأى را ، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسى ندانستند ، اگر بعدها بخواهند شيطنت بكنند ، اين شيطنتها از مبادى غضب ، از مبادى فاسد ، بيرون مىآيد . بايد سر تسليم به مجلس ، يعنى سر تسليم به اسلام وقتى مخالف اسلام نيست ، سر تسليم به اسلام فرود آورد . روشهاى غير اسلامى را ، اگر هم در باطن - خداى نخواسته - دارند ، نبايد ديگر اظهار بكنند و نبايد اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش كنند . اين يك مسألهاى است اساسى ، و بايد همه توجه داشته باشند . به مجرد اينكه يك مطلبى بر خلاف رأى يك نفر است ، نبايد بگويد مجلس درست نيست . اين خودش را اصلاح