داريد مىتوانيد برويد ، لكن پشيمان مىشويد ؛ براى اينكه وقتى رفتيد ، ملت وقتى شما را نمىخواهد ، نمىتوانيد آنجا كار انجام بدهيد . الآن هم مىبينيد كه رفتهاند آنجا و قتل و غارت دارند مىكنند ، مع ذلك موفق نشدهاند . على أىِّ حالٍ ، يك صورتى نباشد كه ما خودمان مشروعيت بدهيم به دخالت ديگران در كشور خودمان .
پايبندى به تعهدات ادعا شده
ما بايد همه با هم همزبان و هم قلم باشيم ، براى اين مشكلاتى كه پيش آمده كوشش كنيم رفع بكنيم مشكلات را ، نه اضافه كنيم . لا اقل روزنامههاى ما اضافه نكنند . حالا نمىتوانند [ كم كنند ] ، ديگر اضافه نكنند . و اين مسألهاى است كه بايد همهء روزنامهها به آن توجه داشته باشند ؛ و روزنامهء « ميزان » براى انتخاب اين كلمه بيشتر مسئول است . براى اينكه اين كسانى كه در اين روزنامه هستند و اشخاصى هستند كه تعهد به اسلام دارند ، بيشتر مسئول هستند . شايد روزنامهء فرض كنيد « مردم » چنين تعهدى ندارد . او هر چه دلش مىخواهد مىگويد . هيچ وقت هم نگفته است من متعهدم . او مىگويد البته ، لفظش هست ، ولى واقعش نيست . آن قدر مسئوليتى كه ماها داريم كه ادعا داريم كه جمهورى اسلامى هستيم و مىخواهيم به موازين اسلامى عمل كنيم و روزنامهء « ميزان » هم كلمهء ميزان و عدل را براى خودش انتخاب كرده و مىخواهد ميزان باشد و مىخواهد به موازين شرعيه عمل بكند ، به عدل عمل بكند ، ما با اين ادعامان مسئوليت داريم .
فردا اگر شما ، همهء ما وارد شديم در محضر خداى تبارك و تعالى ، به شما كه نويسنده و ادارهكنندهء « ميزان » هستيد مىگويند شما اين كلمه را انتخاب كرديد ، و خداى نخواسته اگر عمل موافق با ميزان نباشد و ميزانش نكرديد ، شما ريا كار هستيد . علاوه بر اينكه به خلافتان مجرم هستيد ؛ به رياكاريتان هم مجرم هستيد ؛ براى اينكه گفتيد يك « ترازو » درست كرديد و گفتيد كه ما مىخواهيم با عدالت عمل بكنيم ؛ ما مىخواهيم زبان عدل باشيم ، لسان عدل الهى باشيم و هستيم . اين روزنامه معنايش اين است كه ما به ميزان عدل مىخواهيم عمل بكنيم . اگر خداى نخواسته يك وقتى بر خلاف اين شد ، در همان جا