خارج بگويند اين يك كشورى است كه نمىتواند خودش درست كند . بزرگانش اينها هستند ؛ ريختند به جان هم ، و پايينتر آنها هم آنها هستند كه ريختند به جان هم ! در حالى كه مملكتشان در معرض خطر است ، جنگ داخلى راه انداختهاند . پس اينها رشد ندارند .
اگر رشد داشتند وقتى كه دشمن به آنها حمله مىكند ، همه بايد قلمها و زبانها را غلاف كنند ، و براى دشمن به كار بيندازند . قلمها به ضد دشمن ؛ قدمها به ضد دشمن ؛ همه چيز به ضد دشمن . وقتى ديدند كه ما اين طور نيستيم ، مملكتمان در معرض خطر است ، جنگ ما داريم ، اشرار از اطراف مشغولاند به اينكه ما را منحرف كنند از جنگ و مشغول به كار ديگرى بكنند تا جنگ طول بكشد ، از اين طرف ، در تمام كشور ما يك دسته اشخاصى آمدند براى اينكه آشوب بكنند ، همّشان اين است كه ما را به جان هم بيندازند ، اگر در يك همچو موقعى كه دنيا مىداند كه وضع ما اين طورى است - آنها همچنين نيست كه بىخبر از مسائل ما باشند . . . . اينها به همه جا اطلاع مىدهند ، همهء حرفهاى اينها را آنجا هم مىگويند - اين طور باشد كه منعكس بشود ما يك ملتى هستيم كه در عين حالى كه مبتلا به دشمنها هستيم ، خودمان به جان هم ريختيم و خودمان مشغوليم به اينكه با هم اختلاف داشته باشيم ، هِى دامنبزنيم به اختلافات ، اين همان است كه آنها از خدا مىخواهند . در دنيا منعكس بشود يك ملتى هستند كه قيّم لازم دارند . خودشان نمىتوانند خودشان را اداره كنند . بايد يك قيّمى بيايد آنها را اداره كند ! اين را مشروع كند در خارج . و بعد به واسطهء مشروعيت اين ، وارد بشوند در ايران . يك وقت اين است كه مشروع نيست . فرض كنيد كه فلان كشور به ما حمله مىكند ، ديگران محكومش مىكنند ، اگر انسان باشند آنها . يك وقت صورت مشروعيّت به او مىدهند . وقتى صورت مشروعيت به او دادند ، هر كدام از اينها كه مىخواهند قيّم بشوند وارد مىشوند مىگويند ما ديديم كه اين مملكت دارد از بين مىرود ، براى انساندوستى و براى خيرخواهى آمديم اينجا كه اينها را اداره بكنيم ! خوب ، شما قضيهء افغانستان را داريد مىبينيد . يك بهانه پيدا كردند در افغانستان ، شوروى آمد در آنجا ! قبل از اينكه ظاهراً وارد بشوند ، آمد آن سفيرشان پيش من گفت كه از ما خواستهاند كه برويم آنجا . من به او گفتم : شما قدرت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: السيد الخميني
ص١٧٥