اين نيست . مسأله اين است كه اگر سياستمدارانى باشند كه همان معنايى را كه مسلمين مىخواهند و لو در همين يك بعدش ، و لو در همين بعد دنيايىاش . آنها طورى سياست را انجام بدهند كه ما استقلالمان و آزاديمان محفوظ بماند ، و ما به طرف شرق يا به طرف غرب كشيده نشويم ، البته آنها بكنند ، هيچ مانعى ندارد و علما هم مىروند .
وقتى ديدند كه اينها هستند ، مىروند مشغول كارهاى خودشان مىشوند كه آن هم سياست است منتها سياست روحانى . اما وقتى كه ما ببينيم كه اين طور نيست كه تمام اين پستها را و تمام اين قدرتها را اينها اگر دستشان بيايد صرف مىكنند در اينكه جامعهء ما را به جامعهء مستقل و آزاد بكشند ، ناچاريم ما كه اشخاصى كه متعهد هستند و ما را نمىكشانند به اين طرف و آن طرف ، دخالت بدهيم در امور ، نظارت بدهيم در امور . و همهء ما و همهء شما و همهء نسلهاى آتيه ، آنها بايد چشم و گوششان را باز كنند كه دوباره هى شيطانها نيايند تزريق كنند كه آقا ، علما را چه به سياست . علما را چه به دخالت در امور مملكتى . اين يك نقشه شيطانى است كه الآن هم مشغول پياده كردن آن هستند و مشغول تبليغاتش هستند و بناءً عليه بر شما ائمهء جمعه و جماعت و بر همهء ائمهء جمعهها و جماعتها در همه قُطرهاى « 1 » اسلامى ، در همه ممالك اسلامى اين مطلب لازم است بلكه فرض است كه مردم را بيدار كنيد و به مردم بفهمانيد اين معنا را كه اين نغمهاى كه در همهء ممالك اسلامى بلند است كه علما نبايد دخالت در سياست بكنند ، اين يك نقشهاى است مالِ ابرقدرتها . مجرىاش اينها هستند كه در داخل كشورها هستند . به حرف اينها گوش ندهيد . و بخوانيد به گوش ملت كه ملت بفهمد اين معنا را كه اين نغمه ، نغمهاى است كه مىخواهند علما را از سياست كنار بزنند ، و آن بكنند كه در زمانهاى سابق بر ما گذشته است . بيدار باشيم و همه توجه به اين معنا داشته باشيم . و نسلهاى آينده هم توجه به اين معنا داشته باشند كه راهشان را يك وقت ، اين راهى كه الآن مسلمين خودشان اين راه را پيدا كردهاند ، اين راه را گم نكنند آنها .
هامش
( 1 ) - نواحى ، سرزمينها .