جانسون گمان مىكنم بود . جانسون « 1 » بود . او آنجا ايستاده بود و او اينجا ايستاده بود . او اصلًا توى صورت او نگاه نكرد . از شأن خودش ، عينكش را برداشته بود ، چشمش را از آن طرف دوخته بود ، اين هم مثل يك بچّهء مكتبى كه مقابل آن معلّمهاى سابق بود نه حالا ، معلّمهاى سابق ، اين طور ايستاده بود . من خجالت مىكشيدم از اينكه ، خوب ، ما در مملكتمان يك نفر مقامى كه عالم او را شناختهاند به اينكه او مثلًا شاه ايران است . او در مقابل يك رئيس جمهور آن طور ذليل هست . چرا بايد باشد ؟ بارى اينكه مىخواهد از آنجا اجازهء حكومت بگيرد و اينجا بچاپد . همان كارى كه خود آن سلاطين سابق هم مىكردند و نخست وزيرهاى آن وقت ، و - نمىدانم - فرمانفرماهاى آن وقت مىكردند كه به تيول مىدادند كشور را ، حكومتهاى تكه تكه را . همين كار را مىخواهد او بكند كه آنها اجازهء غارت بدهند . بيايد هر كارى بكند آنها هم نگذارند كسى صدايش در بيايد .
خوب اگر بخواهيد كه برنگردد اين اوضاع ، من چند روز ديگر بيشتر نيستم ، امّا مملكت ، مملكت شماست ، مملكت ، مملكت ايران است . اگر ايرانيها از آن صدر تا آن ذيل بخواهند كه اين مملكتشان اين طورى كه حالا پيش خودشان هست ، و ان شاء اللَّه اين غائلهها هم ختم مىشود ، به خير ختم مىشود - ان شاء اللَّه - اگر بخواهيد مملكتتان مال خودتان باشد و مال خود اين ملت باشد ، بايد اين ملت را به همان گرميى كه هست نگه داريد . و تخيّل اينكه ما يا به شرق متمايل باشيم يا به غرب متمايل باشيم ، اين در ذهنتان اصلًا ديگر وارد نشود . و نگذاريد در ذهن كسانى ديگرى كه با شما تماس دارند يا ملت وارد بشود . اينها را همين طور منسجم نگه داريد . يك ملت [ است كه ] اصلًا نظير ندارد اين . اگر زمان محمد رضا يك جنگى واقع مىشد ، مثلًا فرض كنيد در اهواز واقع مىشد ، در خراسان برايش زنها نان مىپختند ؟ ! دعا مىكردند كه - ان شاء اللَّه - شكست بخورد . حالا وضع اين طورى است . در كجاى دنيا شما سراغ داريد يك همچو مطلبى . يك همچو پشتيبانى مردم از حكومت ، از ارتش . سراغ نداريم ما جايى در اين ، نظير نداشته
هامش
( 1 ) - ليندون جانسون ، رئيس جمهور پيشين امريكا .