بياييد با ما مصالحه كنيد و به اسلام برگرديد ، اينها اسلام را مثل اينكه نشناختند .
بعضى از اين آخوندهاى دربارى كه ما را نصيحت مىكنند كه بياييد به اسلام برگرديد . اينها اسلام را نمىدانند چه است . اينها اسلام را جز خوردن چيزى نمىدانند .
همان مسائل حيوانى . اگر اينها اسلام را مىدانستند ، اينها كه مىدانند كه مردك ، اين حزب عفلقى مسلمان نيست ، و هجوم كرده به يك مملكت اسلامى ، تكليف آن كسى كه هجوم مىكند به مملكت اسلامى ، تكليف همهء مسلمين است كه به او هجوم كنند . تازه آن آخوند دربارى مىگويد كه بياييد با هم به اسلام برگرديد ! ! آخر تو بيا به اسلام برگرد . تو بيا بفهم اسلام چه است . اگر اسلام خلاصه مىشد در اكل و شرب و مآرب حيوانى ، آن وقت بله بايد بياييم با هم بنشينيم به آن اسلامى كه شما مىگوييد برگرديم . اما اسلام آن است كه آن شهدا را داده است . اسلام آن است كه براى رسيدن به مقصد ، آن همه زحمت را نبى اكرمش و اوليايش متحمل شدند . حالا ما براى اينكه چند نفر جوان از دستمان رفته - با اينكه خيلى عزيزند - از اسلام دست برداريم و برويم بنشينيم مصالحه كنيم ؟ ما و ملت ما همانى است كه در اين خيابانهاى تهران و در شهرستانهاى ديگر آن همه جوانها را از دست داد و مصالحه نكرد . در صورتى كه همهء قدرتها دست آن شخص خبيث « 1 » بود و دنبال كرد مقصد خودش را تا به مقصد رسيد . جوانهاى ما اينها هستند . مردم ما ، زن و مرد ما اينها هستند كه دنبال مقصد و مكتبشان هستند و مصالحه نخواهند كرد با هيچ قدرتى و با هيچ ابرقدرتى .
تفاوت ارتش ما با ارتش عراق
فرق ارتش ما و ارتش آنها اين است كه ارتش ما دستش بسته است . ارتش ما اسلام برايش تكليف معيّن كرده . ارتش آنها دستشان باز است . توپ ، موشك زمين به زمين به اصطلاح خودشان مىاندازند ، نُه مترى ، ده مترى ، يك شهر هم همهاش را خراب كنند ، آن وقت تبريك مىشنوند . ارتش ما نمىكند اين كار را ، نمىتواند اين كار را بكند و
هامش
( 1 ) - محمد رضا پهلوى .