حمله به ايران بكنيم ، در همان حملهء اول ، ديگر كار تمام است و ما مىرويم براى مركز ايران و همه جا . حالا فهميدند كه نه ، مسأله اين طور نيست . در عين حالى كه ما باز به مردم اجازه نداديم و آن بسيج عمومى را اجازه نداديم ، الآن مع ذلك ، فهميدند اينها كه خير ، كارى از آنها بر نمىآيد و اگر دولت ايران بخواهد ، آنها را ان شاء اللَّه ، به زودى از بين مىبرد .
تفاوت قواى مسلح ايران با عراق
عمدهء حرف اين است كه فرق است ما بين قواى مسلّح ايران با قواى مسلّح عراق ، فرق است ما بين فرماندهان قواى مسلّح ايران با فرماندهان قواى مسلّح عراق و آن اين است كه اينها به اسلام فكر مىكنند و روى قواعد اسلام مىخواهند عمل بكنند ، و لهذا ، به شهرهايى كه دفاع ندارند ، به مردم بازار و به مردم و فقراى جاهاى ديگر كارى ندارند و فقط اگر الزام پيدا كردند كه يك مثلًا ، توپى بيندازند ، يك بمبى بيندازند ، به همان مراكزى كه مراكز قدرت شيطانى است ، اينها هجوم مىكنند . لكن فرماندهان عراق از خدا بىخبرند ، اعتقادى به اين مسائل ندارند . لهذا ، توى شهرها مىاندازند بمبهايشان را ، در خرمشهر ، در اهواز ، در اين جاها ، شهرها را هدف قرار مىدهند و ما دستمان بسته است از اين جهت كه نمىخواهيم مردم عادى و مردم بىگناه تلف بشوند و آنها دستشان باز است از باب اينكه اعتقاد به آن چيزهايى كه در اسلام مطرح است ، آن چيزهايى كه « انسان بما أنّه انسان » « 1 » مىفهمد ، آن چيزهايى كه شرف انسان اقتضا مىكند ، آنها اين مسائل پيششان مطرح نيست . آنها همان پيش بردن و رفتن و زدن و اين طور چيزها ، لكن اين طور نيست كه مملكت ايران نتواند اينها را از بين ببرد ، لكن مىخواهد قدم به قدم پيش برود كه مبادا بىگناهها - خداى ناخواسته - زير پا بروند . ما بايد روى قواعد اسلامى عمل بكنيم . قدم قدم پيش رفتيم ، تكه تكه جلو رفتيم و آنها خيال كردند قدرتى در كار نيست .
حالا فهميدند آنها كه نه ، قدرت هست ، لكن قدرتمندان اينجا روى يك قواعد عمل مىكنند و
هامش
( 1 ) - انسان بدان گونه كه انسان است .