يك روزى دولت ايران بخواهد شرّ آنها را بكَند ، با يك يورش همهء آنها را از بين مىبرد . اين هم يكى از خيراتى بود كه براى ما در اين جنگ ، در اين جنگ تحميلى حاصل شد .
يكى ديگر اينكه منتشر مىكردند و دائماً مىگفتند كه انقلاب در اول يك چيزى داشت : مردم با هم بودند و حالا ديگر نيستند با هم ، با هم مختلف هستند . از اين حرفهاى نامربوط كه هى دائماً مىگفتند . باز در اين جنگ ثابت شد كه سرتاسر كشور با هم هستند و مردم به همان روح انقلابى باقى هستند و الآن از همهء جاهايى كه جوانهاى ما هستند ، از همهء اقطار كشور ، پيشنهاد مىكنند كه به جنگ بروند ، لكن احتياجى نيست الآن به جنگ آنها و اگر - خداى نخواسته - يك وقت احتياج شد ، آن وقت معلوم مىشود كه چه خواهد شد . اينها از امورى بود كه خير بود براى ما .
جنگ منشأ ظهور فعاليت و تحرك
علاوه اصل جنگ ، كه واقع مىشود ، و لو تحميلى است اين جنگ ، لكن جنگ وقتى كه واقع مىشود ، انسان را از آن خستگى و از آن چيزهايى كه سست مىكند انسان را ، از آن سستيها و خستگيها بيرون مىآيد و فعاليت مىكند و جوهرهء انسان ، كه بايد هميشه متحرك و فعال باشد ، بروز مىكند . در استراحت و در راحت و در اين امور ، انسان هى كسل مىشود ، هى خمود مىشود ، قواى انسان خمود مىشود ، خصوصاً آنهايى كه به عيّاشى عادت دارند يا به رفاه عادت دارند ، آنها ديگر بدتر خواهند شد . لكن وقتى كه جنگى در كار مىآيد و حماسهاى وجود پيدا مىكند و تاريك مىشود شب و روشن مىشود روز و توپ انداخته مىشود و اينها ، انسان را از آن حال خمودى و از آن حال سستى بيرون مىكند و انسان آن واقع خودش را ، كه فعال است و متحرك ، آن واقع را بروز مىدهد .
يكى از امور كه باز خير بود براى ما اينكه دولت عراق فهميد كه با كى طرف است .
اينها دائماً هى پيش خودشان مىگفتند كه ما اگر - همچو خيالات مىبافتند كه اگر ما -