كه اين طور در فكر اينند كه در بلاد شروع كردند كه باز همان مطالبى كه زمان رضا خان بود اعاده كنند ، و به روحانيين و معممين جسارت كنند و اهانت كنند ؟ روحانيون مگر چكارهاند و آنها چه ديده بودند ؟ اين چه دستى است كه اين دو قشر را از هم اين طور جدا كرده بود و حالا هم جدا كرده است ؟ مگر ان شاء اللَّه به فضل الهى اينها با هم پيوند كنند .
ايجاد سلطه با جدا نمودن روحانيت از تودههاى مسلمان
اينها با مطالعههاى طولانى كه از مردم شرق و مسلمانان و بلاد اسلامى دارند و داشتهاند ، و كارشناسهاى آنها در اين بلاد اسلامى با شكلهاى مختلف آمدهاند و مطالعه كردهاند و بررسى كردهاند ، اين را يافتند كه تودههاى مسلمين با روحانيين نزديكند ، و روحانيين در آنها نفوذ دارند . در هر شهرى ملّاى آن شهر ، امام جماعت آن شهر با مردم روابط دارد و مردم از او حرف شنوى دارند ، پس اگر بخواهند اين ملت را بشكافند و تحت سلطه بياورند بايد مردم را از اين روحانيين جدا و آنها را از آنها جدا كنند . خوب ، بين دانشگاه و روحانى چرا اين طور اختلاف ايجاد كردند ، كه در دانشگاه نشود اسم روحانى را برد ، و دانشگاهى كه بخواهد نماز بخواند به طور قاچاق نماز بخواند ، و در مدرسههاى ما هم اگر اسمى از دانشگاه بيايد ، او را به خوبى دريافت نكنند . اين هم روى همان مطالعاتى كه آنها دارند ، و اين ديگر واضحتر است كه اين دو قشر ، مغز متفكر جامعه هستند . اين دو قشر را اگر از هم جدا كنند مىتوانند كارهايى را كه مىخواهند ، انجام بدهند . و اين دو قشر اگر با هم اتصال پيدا بكنند ، آنها نمىتوانند مقاصد خودشان را انجام بدهند . و لهذا قلمها و نطقها و رسانهها و اينها كه در خدمت اجانب بود ، به كار افتادند ، اينها را از هم جدا كردند و دشمن كردند . و در هر قشرى هم ايجاد اختلافات كردند . حالا كه اينها ديدند ، آن قدرت اسلام را ديدند و قدرت روحانيون را ديدند و قدرت دانشگاه را ديدند ، كه يك همچو قدرت شيطانى را اينها ، با هم وقتى كه شدند سرنگون كردند ، كه در دنيا كسى احتمال اين را نمىداد كه بتواند ايران اين مرد خائن « 1 » را
هامش
( 1 ) - محمد رضا پهلوى .