اسلامى و نظام اسلامى مىخواهيم و رأى به اين داديم و بيعت كرديم با اين . اگر بنا باشد كه بگوييم كه ما بيعت كرديم با اسلام ، با جمهورى اسلامى ، رأى داديم به جمهورى اسلامى ، لكن به احكام اسلام عمل نمىكنيد ، اين خلاف بيعت است . اين خلاف معاهده است . بايد همه چيز ، همه چيزها اسلامى باشد . اگر مصادره مىشود بايد روى موازين اسلامى باشد . اگر مال ديگرى را ، هر چه باشد ، مال او باشد و از او به اسم مصادره بگيرند ، اين خلاف بيعتى است كه شما با اسلام كرديد . اگر يك دادگاهى مال يك شخصى را كه احراز نكرده است كه اين مال از طريق حرام آمده پيش او ، از چپاول آمده پيش او ، بخواهد آن را مصادره كند ، با آن بيعتى كه كرده است كه من اسلامى هستم ، مخالفت كرده . اگر يك وجب زمين مصادره بشود و از مردم گرفته شده باشد بدون ميزانهاى شرعى ، بر خلاف اين معاهدهاى است كه با اسلام ما كرديم . اگر يك نفر آدم ظلم به او بشود ، بر خلاف موازين به او يك تعدى بشود ، هر كه اين كار را بكند ، و اين معاهدهاى كه كرده است ، مخالفت كرده . ما همه چيزمان بايد اسلامى باشد . نباشد آن طورى كه اسم اسلام را رويش بگذاريم و در واقع طاغوت باشد . يك وقتى ما توجه به اين نكنيم كه ما از طاغوت سر درآورديم با اسم اسلام ، خوب ، آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو كار نبود . ما مىگوييم اسلام ، لكن يك وقت سر از طاغوت درآوريم . طغيان بكنيم به مردم .
پاسدار مردم را اذيت كند . پاسبان مردم را اذيت كند . دادگاهها بر خلاف حكم بكنند . بايد همه چيز اسلامى بشود .
فساد ناپذيرى جامعه اسلامى
اگر همه چيز اسلامى بشود ، يك جامعهاى پيدا مىشود غير قابل فساد . آسيب ديگر نمىبيند آن جامعه . و اگر بنا باشد كه باز يك جامعهء هرج و مرجى باشد آسيب بردار هست . همه چيزش بايد سر جاى خودش محكم باشد ، و موازين بايد موازين الهى باشد ، و مملكت يك مملكت اسلامى باشد ، قانون اسلام باشد . در اسلام يك چيز حكم مىكند و آن قانون است . زمان پيغمبر هم قانون حكم مىكرد . پيغمبر مجرى بود . زمان امير المؤمنين هم قانون حكم مىكرد . امير المؤمنين مجرى بود . همه جا بايد اين طور باشد