مىخواهيم شهيد بشويم . شهادت يك مطلبى بود كه براى خداست .
پس دو جهت در اين پيروزى بود : يكى اينكه براى خدا [ بود ] فرياد به اينكه « اللَّه اكبر » و ما براى خدا مىخواهيم اين كار را بكنيم ، جمهورى اسلامى مىخواهيم . يكى هم اينكه با هم مجتمع بودند . يكصدا بودند . بچهء كوچولو و پيرمرد هشتاد ساله ، يكجور حرف مىزدند ، و دشمنهاى ما اين دو تا سنگر را هدف كردند . از اوّلى كه اين سد رژيم سابق شكست ، دشمنها سر درآوردند و يك دستهشان راجع به جهت اسلامى شروع كردند كارشكنى . درست توجه كنيد كه اين دو تا مطلب هر دويش مشهود ماست كه مورد حمله واقع شده . جهت اسلاميتش مورد حمله واقع شد . گفتند ، اسلامى نمىخواهيم ، همان جمهورى ! اين حمله به جهت اسلاميتش بود كه زير بار اسلامش مىخواستند نروند . براى اينكه آن كارشناسها فهميده بودند كه اين پيروزى از اسلام است . مردم براى جمهورى نمىآيند به شهادت برسند . مردم براى اسلام مىگويند ما شهيد مىخواهيم بشويم . الآن هم مىگويند ، كفن مىپوشند براى اسلام ، نه كفن براى جمهورى ، براى جمهورى دمكراتيك . اين را يافته بودند كه خوب اين جهت يك جهتى است كه اصيل است ، اصل مطلب است ، اين را بايد شكستش . با قلمها ، با گفتارها شروع كردند به اين سنگر حمله كردند . اسلام ديگر حالا به درد نمىخورد ، اسلام مال نمىدانم هزار و چهار صد سال پيش از اين بود ، اسلام ديگر حالا بى خود است . گاهى مىگفتند ، گاهى نمىگفتند . لكن لازمهاش اين بود . . . . معنايش اين است كه جمهورى مىخواهيم .
معنايش اين است كه جمهورى اسلامى لازم نيست باشد . اين هدف بود تا حالا هم هست .
حمله به رمز پيروزى
از اوّلى كه شما اين سد را شكستيد و برگشتيد كه جمهورى اسلامى را درستش بكنيد ، اين دسته از مردمى كه دنبال اين بودند كه شما آن رمزى كه به او پيروز شديد ، چى بود ؟
اسلام را فهميدند كه رمز اسلام بوده است ، حمله كردند به همان جهت اسلاميتش