در كميتهها ، در دادگاهها ، در ادارات ، در بين كشاورزان ، در بين كاركنان صنعت نفت ، در همهء اينها يك بساط ناآرامى ايجاد كنند . ناآرامى تا در خارج منعكس بشود كه اين كشور ، اين مملكت نمىتواند خودش را اداره كند . محتاج به اين است كه يك مديرى برود اين را ادارهاش كند . ايجاد نارضايتيهايى مىشود كه اين ناراحتيها با اينكه سنگين است ، لكن ملت ما بايد توجه داشته باشد كه براى چه مقصدى ايجاد مىشود . در اين صحراهايى كه كشاورزها مشغول كشاورزى هستند مىروند با عناوين مختلف جلوگيرى مىكنند ، نمىگذارند كار بكنند . در كارخانهها هر چه بتوانند جلوگيرى مىكنند كه كار نشود . نتوانستند ، كم كارى ايجاد مىكنند . در دانشگاهها به يك صورت ديگرى و در ارتش و در ژاندارمرى و در ساير قشرهاى انتظامى آنجا هم به يك جور ديگرى . تمام اينها يك مقصد دارند و آن مقصد اين است كه نگذارند اين انسجامى كه بايد بين اين ملت حاصل بشود و آن انسجامى كه بود و با آن انسجام پيش بردند ، نگذارند اين عمرش باقى باشد . مىدانند كه اگر اين انسجام كه بين اقشار ملت بود ، به عمرش ادامه بدهد ، ملت پيروز مىشود تا آخر هم دست آنها كوتاه مىشود . پس بايد چه بكنند ؟ بيايند بين قشرها ايجاد اختلاف كنند . من خانه ندارم ، من حقوقم كم است ، من درجهام كم است ، درجه دارى اصلًا نمىخواهد .
خطر غفلت و فريب
يكى از حرفهايى كه در بين ارتشيهاست ، يك دسته جوان كه گول خوردند ، درجه دارى نمىخواهيم همه يكجور بايد باشند - از اين حرفها ، از اين نطقها - گاهى گول خوردهاند به اسم اسلام ، يك چيزهايى را مىگويند كه اسلام در آن نيست . و گاهى هم متعمدند و گول نخوردهاند ، لكن متعمدند و از روى عمد اين كار را مىكنند . امروز اين نحو اختلافاتى كه ايجاد كردند و شما ديديد كه در زمان نهضت ، آن وقتى كه مشغول بودند همهء مردم به مبارزه با رژيم ، اين جور اختلافات نبود اصلًا . اگر آن روز هم اين اختلافات بود ابداً پيشبردى نمىشد . اين اختلافات به كلى ناديده بود . هيچ كس فكر اين