حكومتى است كه براى از بين بردن ديكتاتورى مىآيد . آن كسى كه اسلام قرار داده براى حكومت ، آن كسى است كه با ديكتاتورى به حسب مذهبش مخالف است .
مذهبش حكم مىكند به اينكه ديكتاتورى نبايد باشد . اينها خيال مىكنند كه همچو كه گفتند فقيه عادل عالم مطلع بر موازين غير جائر ملتفت كذا ، بايد فلان مقام را ، قضاوت را تعيين كند . بايد اگر مردم تعيين كردند يك رئيسى را براى كشور ، آن هم اجازه بدهد . اين مىشود ديكتاتورى ! ! اما چنانچه يك نفر آدم ظالم جائر ديكتاتور همه چيز بيايد ، نه اين ديكتاتورى نيست ! ! فرق فقط اين است كه معلوم مىشود با علم مخالفند . با عدالت مخالفند اينهايى كه با حكومت فقيه مخالفند . با اينكه الآن هم در قانون اساسى كه درست كردند قضيهء حكومتى نيست در كار . اصلًا اسلام حكومت ندارد . اسلام اين طور نيست يك حاكمى مثل آقاى هيتلر داشته باشد آنجا . مثل آقاى كارتر كه نظير هيتلر است داشته باشد آنجا و سركوبى كند همه را و بزند و بكوبد . اصلًا اين چيزها در اسلام مطرح نيست .
اسلام كه فقيه عادل مطلع دلسوز براى ملت را قرار مىدهد كه اين نظارت كند يا فرض كنيد حكومت كند ، براى اين است كه جلو بگيرد از غير عادل . غير عادل نيايد و مردم را بچاپد . از صدر اسلام تا حالا شما ملاحظه كنيد كه آن حكومتهاى صدر اسلام مثل على بن ابي طالب - سلام اللَّه عليه - چه جور بود . يك حكومت اسلامى روى عدالت .
بعدش افتاد دست بنى اميه و بنى عباس و حكومتهاى جائر ديگر و شاهنشاهى و امثال ذلك . مسلمين اينجاها را هم گرفتند و بعد شاهنشاهى شد و نتوانستند مسلمين اسلام را درست پياده كنند و حكومت اسلامى را ، نشد . اسلام غريب است الآن ، اسلام غريب است . همانطور كه غربا را نمىشناسند ، يك غريبى وارد يك شهرى بشود مردمش نمىشناسند ، اسلام الآن غريب است توى ملتها . نمىشناسند اسلام را . چون نمىشناسند اسلام را ، احكام اسلام را هم نمىدانند ، اسلامشناسهاى ما هم اسلام را نمىشناسند .
نمىشناسند اين چى هست . وقتى نشناختند خيال مىكنند كه چنانچه حكومت فقيه باشد ، حكومت ديكتاتورى است و اگر فقيه در كار نباشد ، ديگر هر كه مىخواهد باشد . اگر شمر هم باشد اين آقايان اشكالى به آن ندارند . فقط فقيه را بهش اشكال دارند . اشكال هم
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 305
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٠٥