اين طور رابطه باشد ، ما هر گز نمىخواهيم كه رابطه با اينها داشته باشيم . نه با اينها ، نه با هر كس كه بخواهد تحميل به ما بكند . دول اسلامى با ما روابط دارند آن هم تا حدى كه روى مصالح اسلامى ، روى مصالح مسلمين باشد ما با آنها روابط داريم . ساير دول غير اسلامى هم هر كدامشان با ما بخواهند با عدالت رفتار بكنند ، ما را به حساب بياورند ، ما را بدانند كه يك ملت هستيم ، يك دولت داريم ، يك ملت هستيم ، يك رژيم هست در اينجا ، اين را بفهمند و از آن سوارى كه هستند پياده بشوند يك قدرى با هم راه برويم . اگر پياده شد آقاى كارتر از آن عرشى كه دارد . آمد روى زمين نشست . با ما زميننشينها تفاهم كرد . ما هم با او تفاهم مىكنيم و به استثناى اينكه آن ظلمهايى كه به ما كرده است بايد جبران بكند . با ملت امريكا كه هيچ [ اختلافى ] نداريم . هيچ اختلافى نيست بين ملتها با هم .
دولتى كه بعد پيش مىآيد ، تفاهم كند با ما . اين طور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم وشما در كوخ نشستيد و كاخنشين با كوخنشين بايد ارباب و رعيت باشد . اگر اين كلمه را بردارند و ما را همانطور كه هستيم بفهمند ، ادراك كنند ماها را ، ما با آنها چرا رابطه نداشته باشيم ؟ با دولت امريكا هم رابطه پيدا مىكنيم . با همه جا . و اما اگر وضع اين طور باشد ، ما مىخواهيم چه كنيم كه پيش قدم بشويم براى اينكه نوكرى كنيم ؟ ! پيش قدم بشويم براى اينكه هم نوكرى كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم ؟ ! آن وقت نوكر كه مىگرفتند يك اجرتى به او مىدادند . اينها نوكر مىگيرند و همه چيزش را هم مىگيرند . ما مىخواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم ؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم .
[ بعد از تصويب قانون اساسى شكلى از حكومت كه مطرح شده دو شكل است . يكى اينكه يك حكومتى با استبداد روحانيت بر سر كار مىآيد و يا اينكه يك حكومتى كه روحانيت در آن نقش فرعى دارد روى كار مىآيد . اين دو تا شكلى است كه در جهان مطرح است . نظر حضرت عالى چيست در اين مورد ؟ ]
- جهان ، اسلام را نمىدانند يعنى چه . آن جهانى كه شما مىگوييد ، يك جهان جاهل هست به اسلام . اينها نمىدانند كه حكومت اسلامى مىآيد براى اينكه ديكتاتورى نباشد . نه در شهر خودش ، در مملكت خودش نباشد ، در امريكا هم نباشد . حكومت اسلام يك
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٠٤