سوار بشود و خليفه پياده افسار را بگيرد . اين طور نقل مىكنند . وقتى وارد شهر شدند ، اين طورى وارد شهر شدند . خليفه افسار شتر را گرفته بود داشت مىبرد و آن غلام هم سوار شتر شده بود . اگر يك همچو حكومتى پيدا بشود كه در صدر اسلام به واسطهء قدرت اسلام و به واسطهء قوه اسلام بوده است اين مسائل ، ديگر كسى آرزوى اين را مىكند كه من از اهل خودم ؟ اصلًا ديگر خودى باقى مىماند كه خودم و اجنبى ؟ ! بومى و اجنبى ! ؟ اصلًا اين مسأله طرح مىشود در اسلام كه يكى بومى است يكى غير بومى ؟ ! بومى و غير بومى ديگر در كار نيست . همه اسلام است و همه مسلميناند و همه برادرند و همه مثل هم هستند . آن بيايد در اين شهر و اين برود در آن شهر ، هيچ فرقى در اسلام نيست .
در اسلام نه اين طور نژاد و تعصب نژادى هست و نه اختلافاتى كه در جاها و رژيمهاى ديگرى هست ، هست . و من اميدوارم كه چنانچه اسلام آن طور كه خواست اسلام است تحقق پيدا بكند ، تمام اين حرفها از بين برود . و ببينند اساس نداشته است ، آن وقت ما هم خجلت پيدا كنيم كه چرا ما گفتيم فارس و آن هم خجلت بكشد چرا گفتيم ترك . مگر ما مسلمان نيستيم ؟ مگر ما اهل يك كشور نيستيم ؟ اهل يك ملت نيستيم ؟ برادر نيستيم ؟
برادر كه ديگر نبايد بگويد كه من بومى هستم و تو غريبه . اينها براى اين است كه نشده تا حالا اسلام . نتوانستند تا حالا اسلام را متحققش كنند روى يك حكومت اسلامى ، روى عدل اسلامى ، روى برنامهء اسلامى . تا نشده ، خوب اين مسائل هست و ما هم همين مسائل را آن طور كه دلخواه همه ملت هست عمل مىكنيم . اختصاصى هم ندارد به كرد و ترك و - عرض مىكنم كه - بختيارى . همه جا همين جور است . براى اينكه همه برادرند كه ايشان طرح كردند كه بهتر اين است كه مثل ، مثلًا آلمان باشد و فدرال باشد ، اصلًا اين صحبت پيش نمىآيد در اسلام . همه باهماند ، قضيهء قدرت نيست كه ، قدرتنمايى نيست در اسلام كه بخواهند قدرت به دست بياورند . حكومت اسلامى حكومتى نيست كه بخواهد قدرت به دست بياورد . و اين قدرتش زيادتر باشد و آن قدرتش كمتر . يك حكومت خاصى است كه اگر پيدا شد آن وقت مىبينيد چى هست .
[ گفته مىشود كه انقلاب اسلامى ايران به خارج هم صادر مىشود . ولى بعضاً دولتهاى اسلامى موافق
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 294
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٩٤