ولى بدانيد آن روزى كه حكومت اسلامى پيدا شد ، كردها هم مىگويند هر كه مىخواهد بيايد . فارسها هم مىگويند هر كه مىخواهد حاكم بشود . عرب هم همين را مىگويد . همه همين را مىگويند . آيا در صدر اسلام اصلًا اين مطرح بوده است كه يك جايى خودشان براى خودشان تعيين كنند كسى را ؟ نبوده ، براى اينكه اجحاف نبوده . بنا نبوده است كه يك حاكمى وقتى كه حكومت مىكند ، يك جايى را از جاى ديگر فرق بگذارد ، مگر آن وقت كه انحراف پيدا شد . اگر يك همچو حكومتى ما فرض كنيم در يك كشورى پيدا شد كه نظر حاكم به حسب تكليف الهى ، مكلف است به طور تكليف الهى ، موظف است به حسب قانون كه همهء اهل كشور را با يك نظر نگاه كند ، تمام اهل كشور را برادر خودش بداند ، در اجراى قانون ما بين حاكم و محكوم يك جور باشد ، در پروژههايى كه درست مىكنند براى تعميرات ، براى هر چيزى ، همه جا مثل هم باشد ، به عدالت باشد ، آيا آن روز هم باز فرض كنيد كه كردستان مىگويد كه براى ما خودمان چه باشد ؟ آنها براى اينكه ناراحتى ديدند اين حرف را مىزنند . آن روزى كه حكومت اسلامى به آن طورى كه ما مىخواهيم ، خدا مىخواهد ، تحقق پيدا كند ، همه برادر با هم هستند و كرد بيايد تهران حاكم باشد مانعى ندارد . فارس برود كردستان حاكم باشد ، پيش آنها مانعى ندارد .
و همهء اينها براى اين است كه اينها ناراحتى ديدند از حكومتهاى سابق . حكومت اسلام را نديدند چه جورى است مسّش نكردند حكومت اسلام را . حرفش شنيده شده است .
بلكه حرفش هم اين آخرى شنيده شده ، لكن حرفش هم نبوده است . چون اين را احساس نكردند كه حكومت اسلامى چى هست . از اين جهت اين حرفها پيش آمده است . ما هم حالا حرفهاى آنها را به آن طورى كه مخالف با استقلال كشور نباشد ، مخالف با مصالح مملكت نباشد مضايقه نداريم . ما كه نمىخواهيم حكومت بكنيم . ما نظر به اين نداريم كه اجحاف بكنيم . حكومت بكنيم . اسلام حكومت طرح پيشش نيست .
اسلام اخوت است . آن صدر اسلام ، آن شخصهاى اول هم با آخر آنها مثل هم بودند .
يك طور زندگى مىكردند . خليفهء ثانى وقتى كه در يك سفرى رفت براى يكى از كشورهايى كه تحت سلطهاش بود ، نزديك آنجا كه رسيده بودند نوبت غلامش بود كه
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 293
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٩٣