تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
نسبت به همه على السّوا باشد ، نظرش يك جور باشد . از آداب قضاى اسلامى يكى اين است كه وقتى نگاه هم مىخواهد بكند به طرفين ، يكى را بيشتر نگاه نكند از ديگرى ، على السّوا باشد . در نشستن جورى نباشد كه يكى بالاتر بنشيند ، يكى پائين‌تر بنشيند . اگر يك همچو حكومت اسلامى كه در آرزوى ماست ، آمال ماست ، آمال اسلام است ، آمال ائمهء اسلام و خلفاى اسلام از اول بوده است ، اگر يك همچو حكومتى پيدا بشود ، من مطمئنم كه اين صحبتهاى حق من و حق تو از بين خواهد رفت . براى اينكه همه يك روال‌اند . همه يك جور حق دارند . حق ندارد حاكم و ولىّ امر در وقت ، يك ناحيه را بيشتر به آن توجه بكند تا ناحيهء ديگر . حق ندارد يك طرف از كشور را زيادتر از طرف ديگر كشور آباد كند . حق ندارد حتى يك جايى را كمتر از جاى ديگر فرض كنيد كه خيابان‌كشى كند يا اسفالت كند . اگر يك همچو حكومتى كه آرزوى ماست پيدا بشود ، گمان نكنم كه نه كرد و نه ترك و نه فارس و نه عرب و نه سايرين اين مسائل را پيش بياورند . اين مسائل از اينجا پيش آمده است كه دولتها اسلامى نبودند ، اجحاف مىكردند . وقتى بين تهران و پاوه فرق نباشد ، بين اصفهان با تركمن ، محل تركمنها فرقى نباشد در حكومت كردن ، در قضاوت كردن ، در اجراى قوانين ، در اجراى برنامه‌ها ، آن وقت چه نظرى ديگر هست به اينكه ، ما محل دست خودمان باشد يا دست آنها باشد . اين حرفها از آنجا پيدا شده است كه ظلم شده است به آنها . حالا چون اين حرفها پيدا شده است ، خوب ناچار ما هم تا يك حكومت اسلامى به همان معنايى كه مىخواهيم پيش نيايد ، براى اينكه آقايان خيال نكنند كه بناى بر اين است كه خير ، يك حكومت مركزى هر كارى دلش مىخواهد بكند ، با هر قشرى هر كارى مىخواهد بكند ، ما هم بناى بر اين داريم كه امور هر طرفى ، هر جايى ، خود اهالى آنجا ، خود آن كسانى كه در آنجا قرار داده مىشوند ، امور آنجا را خود آنها راجع به امور تعمير و راجع به امور زراعت و راجع به امور مثلًا شهردارى و راجع به تعيين مثلًا بعض از اجزا اينها خودشان تعيين كنند . و من به همه دارم عرض مىكنم اين را ، تا آن وقتى كه حكومت اسلامى آن طور كه دلمان مىخواهد حاصل نشده است ، شما ميل داريد و ما هم تقديم مىكنيم .