تعليمات نظامى ما نديده بوديم . ملت ما تعليمات نظامى نديده بودند . آنها تعليمات نظامى داشتند ، اما ما نداشتيم . هيچ هم نداشتيم . حالا هم كه مىبينيد چهار تا تفنگ دست جوانهاى ما هست ، اينها غنيمتى است كه از آنها گرفتند و الّا قبلًا كه نداشتند . اين را قبلًا با زحمت ، نمىدانم ، يك چيز درست مىكردند ، پرت مىكردند ، كه در مقابل آنها چيزى نبود اينها . آنى كه اين ملت را پيش برد ، آن يك قدرت غيبى بود . يك قدرت الهى بود .
پاى هيچ كس حساب نكنيد شما . در عين حالى كه تشكر مىكنم از شما كه اين مقالهها را خوانديد . لكن تذكر مىدهم اين قدر تعريف نكنيد از يك شخصى ، براى اينكه چيزى نيست . هر چه هست ، اوست . ما چيزى نيستيم . ما جز يك بندهء ضعيف چيزى نيستيم . با يك فوت مىتوانستند اينها ، ما را بيرون كنند . آنكه اين قدرت را به اين ملت داد ، و آن طور وارد شد به ميدان و بيرون كرد حريف خودش را ، آن يك قدرت روحى بود كه خدا داد به اينها . يك قدرت الهى و غيبى بود كه اين ملت را متحول كرد به يك چيز ديگرى . اين مردمى كه وقتى اسم « سازمان امنيت » مىآمد به خودشان مىلرزيدند ، ريختند و گفتند ما اصلًا نه شاه مىخواهيم و نه سازمان امنيت و نه اصل رژيم شاهنشاهى را مىخواهيم . و به واسطهء اين امرى كه خداى تبارك و تعالى انجام داد به ارادهء مبارك خودش .
بيم و هراس در دل دشمنان
و يك نكتهء بزرگى كه شايد اكثراً از آنها غافل باشند ، آن ايجاد رعبى بود كه در اينها كرد . در قرآن هم هست كه « نصر » گاهى به « رعب » است . گاهى جمعيت اينها را جورى مىكند كه به نظرشان زياد مىآيد « 1 » . گاهى قدرتنمايى اينها ، و لو چيزى نيست ، در نظر آنها بزرگ مىآيد . اينها همه چيز داشتند . و مطمئن باشيد كه اگر اين رعبى كه خدا در قلب اينها انداخته بود ، نبود ، اينها مىتوانستند يك شب تمام تهران را خراب كنند . همه
هامش
( 1 ) - در قرآن كريم در اين مورد ، آياتى آمده است : سورهء آل عمران ، آيهء 151 ؛ سورهء انفال ، آيهء 12 ؛ سورهء احزاب ، آيهء 62 ؛ سورهء حشر ، آيهء 2 .