بدهند و جاسوسها را بايد رها كنند . اگر اين را گفتند يك حكمى بر ضد ما هست . اما اينهايى كه گفتيد ، حكمى بر ضد ما نيست . براى اينكه ما كه مركز جاسوسى را گرفتيم نه سفارتخانه را . اصلًا ما هيچ سفارتخانهاى را نگرفتيم . امريكا سفارتخانه ندارد اينجا . پس آقايان مىگويند كه سفارتخانه را بايد تحويل امريكا داد . نه ، سفارتخانه ندارد تا ما تحويل بدهيم . امريكا مأمورين سياسى ندارد اينجا . اينكه مىگويند بايد مأمورين سياسى را تحويل بدهيد . مأمورين سياسى كى است . پيدا كنند تا ما تحويل بدهيم . ما مدعى هستيم كه اينها هيچ كدام مأمور سياسى نيستند . و مىگوييم بفرستيد و ببينيد . قضيه را بررسى كنيد .
محاكمه غيابى رؤساى جمهور امريكا
و ما مىآوريم بررسى مىكنيم اين مطلب را . ما محاكمه مىكنيم اينها را . و محاكمه مىكنيم رؤساى جمهور را ؛ منتها محاكمهء غيابى . دستمان به آنها نمىرسد . محاكمهء غيابى آن مقدارى از پروندههايشان كه در اينجا هست . و آن مقدارى از جناياتشان كه بر ما در اينجا ثابت است . كه اين مقدار ، من مكرر اين را گفتم . اينها يك كارهاى زير پردهاى داشتند ، كه شايد غير از رئيس جمهور و شاه كسى نمىدانسته آنها را . ما نمىتوانيم پيدا كنيم آن مقدارى كه منعكس است در خارج . آن مقدارى كه در وزارتخانههاى ما منعكس است ، آن مقدارى را ما مىخواهيم حالا بررسى بكنيم ، و پروندههايشان را مشغول جمعآورى هستند گروههايى تا اينكه جمع بشود ، و ما دعوت كنيم از اشخاص بيايند بررسى بكنند . ما يك حرف غير حقى نداريم . ما يك حرف سادهاى كه همهء عالم اين حرف را اگر بفهمند ، بايد بپذيرند . البته آقاى كارتر نمىپذيرد . براى اينكه آقاى كارتر اصلًا از آن مفلوكهايى هست كه حق را نمىتواند بپذيرد . مغز او ديگر حق را نمىتواند بپذيرد . آن دارد شاه را از اين دست به آن دست مىگرداند . و در يك جزيرهاى در آنجاها بردند و نگهدارىاش مىكنند كه مبادا گرفتار بشود و به ايران بيايد ، و مقدارى كه بين خودش و او هست هم كشف بشود . آن اسرارى كه ما بين شاه و كارتر