تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
بود و همه جهات را به همان بعد برمىگرداندند . و ما بعدها مبتلا شديم يك عكس العملى در مقابل آن كه فعلًا الآن هست . و از مدتى پيش اين معنا تحقق پيدا كرده كه در مقابل آن طايفه‌اى كه قرآن را و احاديث را تأويل مىكردند به « ماوراى طبيعت » و به اين زندگى دنيا اصلًا توجه نداشتند . به حكومت اسلامى توجه نداشتند . و به جهاتى كه مربوط به زندگى است توجه نداشتند . اين طايفهء دوم عكس كردند . معنويات را فداى ماديات كردند . آنها ماديات را فداى معنويات كرده بودند و اينها معنويات را فداى ماديات كردند . هر آيه‌اى كه دستشان مىرسد و بتوانند ، تأويل مىكنند به يك امر دنيايى . كانّه ماوراى دنيا چيزى نيست . آنها كانّه در نظرشان ماوراى عالم غيب چيزى نبود . آنها در يك حدودى كه خودشان داشتند درست بود حرفشان . اينها اعتقادشان اين است . يا مسائلى كه طرح مىكنند اين است كه ماوراى اين عالم خبرى نيست . همهء مسائل را فداى همين عالم مىكنند .

تحليلهاى انحرافى در انقلاب اسلامى

شما مىبينيد حتى در اعمالى كه از مردم صادر مىشود . در اين نهضتى كه همهء قشرها شريك بودند . شما از مركز كه تهران است بگيريد برويد از آن طرف تا آخر . از آن طرف هم تا آخر . از آن طرف هم تا آخر . از آن طرف هم تا آخر . يك وقت تمام مردم راجع به يك مطلب قيام كردند . همه با هم همصدا شدند . صدا چه بود ؟ صدا اين بود كه ما « جمهورى اسلامى » مىخواهيم . ما اين رژيم را نمىخواهيم و ما اسلام را مىخواهيم . همه همصدا يك مطلب مىگفتند . بچهء كوچولويى كه تازه رفته بود در دبستان يا قبل از آن هم بود همين مطلب را مىگفت . آن مريض پيرمردى هم كه در بيمارستان خوابيده بود ، او هم همين را مىگفت . پشت بامها هم وقتى كه مىرفتيد همه‌اش « اللَّه اكبر » بود ، و از اسلام بود . لكن اينها همين معنايى كه همه دارند مىگويند اسلام ، مىگويند كه همهء اينها براى دمكراسى فرياد مىكردند ! در صورتى كه اكثر اينها اصلًا « دمكراسى » به گوششان نخورده بود و معناى دمكراسى فاسدى كه اينها مىگويند ، اگر به ايشان مىگفتند اصلًا