اديان را اين قلدرها و سرمايه دارها و سلاطين و رؤسا درست كردهاند براى اينكه مردم را خوابشان كنند ، مثل افيونى كه به مردم مىدهند تخدير مىشوند ، مردم را تخدير كنند ، تا اينكه آنها هم مال مردم را بخورند و اينها در خواب باشند . اديان را اين طور نمايش مىدادند آخوندها را هم : اينها دربارىاند ؛ اينها انگليسى هستند . خود انگليسيها اين طور القا مىكردند كه بگوييد انگليسىاند ! اينها دربارى هستند ؛ اين آخوندها چه هستند .
اين قصه را من مكرّر گفتهام : من و آقاى حائرى ، آقاى آقا مرتضى حائرى و آقاى حائرى اخويشان - آقاى حاج آقا مهدى - در اتوبوس بوديم در نمىدانم چند سال پيش از اين ، و از يك جايى مىآمديم طرف جنوب شهر و آنجاها در آن اتوبوس يك عدّهاى بودند يكيشان شروع كرد صحبت كردن گفت كه من مدتها بود كه اين هيكلها را نديده بودم - آن زمانى بود كه زمان قدرت رضا شاه ، شايد آخرهاى رضا شاه ، شايد حالا يادم نيست درست - گفت من مدتها بود كه اين هيكلها را نديده بودم . مقصودش ما سه نفر بود كه مُعمَّم بوديم . اينها را انگليسها درست كردهاند و در نجف و قم جمعشان كردهاند و اينها از عُمّال آنها هستند ! يك شرح اين طورى . ما هم صحبتى نكرديم ؛ سكوت كرديم . وضع اين طور بود و هست . حالا هم كه مىخواهند شما را [ منزوى ] بكنند كه يك جورى بكنند كه از زندگى روز و از احتياجات مسلمين منعزل « 1 » كنند ، شما برويد سراغ يك كارهاى ديگر ، و « آن قاطر چموش لگدزن از آن ما » « 2 » مقصود آنها اين است و ممكن است كه ما يك وقتى خداى نخواسته به آنها فرصت بدهيم ، به آنها بهانه بدهيم ، اين بهانه اسباب اين بشود كه آنها با قلمهايشان شروع كنند بر ضد شماها نوشتن - گفتن . و مهم همان است كه اينها نمىخواهند كه اسلام در خارج تحقق پيدا بكند ، از اسلام مىترسند ؛ خصوصاً حالا كه به مشاهده ديدند . يك وقتى همان قضيه ، قضيهء علمى بود و آن مسائل را كه پيش مىآوردند و تبليغات سوئى كه مىكردند براى
هامش
( 1 ) - بر كنار شده .
( 2 ) - مصرعى است از قطعهء معروف سرودهء شاعر مشهور قرن دهم هجرى ، وحشى بافقى ، در بيان داستان تقسيم ارث دو برادر است .