مستكبرين . مستكبرين اينها را براى منافع خودشان درست نمىكردند ، اين مستضعفين بودند كه از ميان آنها يكى پا مىشد و خداوند [ او را ] انتخاب مىكرد و بر ضد مستكبرين قيام مىكردند . موسى بر ضد فرعون ؛ و رسول اكرم بر ضد قريشى كه آن وقت همه چيز دستشان بود و در آيه اين معنا را مىفرمايد . و اين به مَرْئى و مَنْظَر مردم بوده است كه مطلبى را نمىشده است كه خلافش بگويد نَعُوذُ بِاللَّه .
وضع زندگى پيغمبر اسلام و اصحاب وى
اين مطلبى بوده است كه همهء مردم مىدانستند كه پيغمبر زندگيش چه طور بوده ؛ و مادرش در كجا بچه را بزرگ كرد ، در يك بيابانى ، بعد هم كه آمده ، هميشه تحت قدرت اين بزرگها بوده و نمىشده زندگى بكند و در مكّه در غار مدتى بوده است و هيچ نمىتوانسته . هميشه آنجا در مكه كه بوده ، تبليغاتشان به طور تقيّه و زيرزمينى بوده . تا وقتى هم كه آمدند مدينه . مدينه هم آنى كه دور و بر حضرت بود يك دستهاى از همين فقرا ، مستمندها بودند . وقتى كه ايشان ، مسجد درست كردند ، آن هم نه مثل مسجدهاى ما ، يك مسجدى كه يك ديوارى با چوب دورش درست كرده بودند ابتداءً ، و اگر هم يك سايهاى داشت با اين چيزهاى خرما ، با اين علفهاى خرما و چوبهاى خرما ، با اين درست كرده بودند و يك جايى هم بود كه به آن مىگفتند صُفَّه . يك دستهاى از اصحاب پيغمبر اصحاب صُفّه هستند ؛ يعنى اشخاصى بودند كه خانه نداشتند ، هيچى نداشتند ، مىآمدند توى همين مسجد ، روى همين زمينها . و صُفَّهاش هم مثل صُفَّههاى مسجد حالا نبوده است كه آجر فرش مثلًا باشد ، يا با چيزهاى ديگر درست شده باشد . يك زمينى بوده است قدرى بلندتر مثلًا ، جاى آن گِل بوده يا چيز ديگر شايد . اصلًا حصير هم نداشتند . آن وقت آنجا مىخوابيدند و آنجا زندگى مىكردند . اينها را حضرت بر ضد قريش و آنهايى كه داراى اموال بزرگ بودند و از مستكبرين بودند ، از اينها حركت كرد و رفت سركوبى آنها را كرد . اينكه اين تبليغات مىشود ، براى اين است كه اينها هر چه ضربه خوردهاند از اديان خوردهاند .