همين لشكرهاى ما و زمان متفقين مىشود . اسلام وضعش در حكومت ، وضعش در قواى انتظامى ، وضعش در شُرطه كه به اصطلاح آنها « انتظامى » هست ، درست عكس اين وضعى است كه حكومتهاى طاغوتى دارند . شُرطه با مردم ، دوست و رفيق ؛ يعنى شهربانى با مردم دوست ، رفيق ، خدمتگزار مردم با او دوست ، پشتيبان . ارتش و لشكرى آن وقت با مردم دوست و رفيق ، پشتيبان مردم ، مردم پشتيبان آنها . يك همچو روحيهاى كه نسبت به خودشان آن طور باشند و نسبت به خارج قوى باشند ،
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ،
« 1 » كه [ در ] قرآن است ، وصف اينهاست ؛ وصف مؤمنهايى است كه ارتش اسلام هستند ؛ عكس آنى كه طاغوتها دارند ، قرآن وصف آنها را عكس اينها مىگويد . مىفرمايد نسبت به كفار اشدّا هستند و قوى ، نسبت به خودشان رحيم و مهربان و دوست . نه ارتش و ژاندارمرى و شهربانى از مردم ترسى دارد كه مبادا يكوقتى چه بشود ، نه مردم از ارتش ترس دارند ، همه دوست و رفيق ؛ و همه همين طورى كه حالا مىبينيد شما اينجا آمديد ؛ نه ما از شما مىترسيم كه شما هَجمه « 2 » كنيد به ما ، ما را چه بكنيد نه شما از ما چيزى داريد . ما رفيق و دوست و هر دو
رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
. اين دستور قرآن است . قواى انتظامى براى انتظام يك كشور است ؛ براى حفظ مردم است ، براى حفظ مال و جان مردم است ، نه براى ارعاب مردم ، نه براى ترساندن و ، عرض كنم ، چاپيدن مردم .
وظيفهء قواى انتظامى در نظام جمهورى اسلامى
شما الآن در جمهورى اسلام واقعيد ، طاغوت رفت ؛ جايش نمىآيد ديگر . شما الآن در يك جمهورى اسلامى واقع هستيد كه بايد خودتان اسلامى باشيد . يعنى همان طورى كه شُرطهء زمان حضرت امير - سلام اللَّه عليه - با مردم بوده است ؛ شما هم با مردم باشيد . همان طورى كه قواى انتظاميه در خدمت مردم بوده است و مردم او را با آغوش باز مىپذيرفتند ، دوست داشتند آنها را ، شما هم بايد عملى بكنيد كه مردم با شما آن طور
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 29 سورهء فتح .
( 2 ) - هجوم كردن ، حمله آوردن .