تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بايد به حسب آن وضعى كه ارتش دارد ، بايد بر خلاف مسير مقابل خودش باشد . لكن شما ملاحظه كرديد كه دلهايتان برگشت به اين طرف ؛ و اسباب اين شد كه گروهها [ ى ] مختلف پيوستند به ملت و با ملت هم قدم شدند ، هم صدا شدند ؛ و اين موجب پيروزى ملت شد . ملتى كه هيچ نداشت ؛ و آن طرف همه چيز داشت . اين ارادهء خدا بود كه ما را پيروز كرد . و ما بايد طورى عمل كنيم كه اين عنايت الهى محفوظ بماند براى ما ، امانت داشته باشيم ، توجه به خدا داشته باشيم ، براى ملت خدمتگزار باشيم ، همه‌مان وضعمان تغيير بكند با وضعى كه رژيمهاى طاغوتى دارند . بناى ما بر اين باشد كه به مملكتمان خدمت بكنيم ؛ به ملت خدمت بكنيم . ارتش بايد نگهبان يك ملت باشد و نگهبان كشور باشد ؛ و ساير قواى انتظامى هم همين طور . بايد طورى عمل بكنند كه ملت را برادر خود بدانند ، و ملت هم آنها را برادر خود . آنها پشتيبان ملت باشند ، ملت پشتيبان آنها . اگر يك مملكتى دولت و ملتش ، ارتش و ملت ، قواى انتظامى و ملت از هم شدند ، با هم شدند و هر دو احساس كردند كه بايد خدمت به هم بكنند ، يك همچو مملكتى و كشورى شكست نخواهد خورد .

سبب عمدهء شكست كشورها

عمدهء شكستهايى كه كشورها مىخورند براى پوسيدگى است كه از باطن خودشان پيدا مىشود . ارتششان از آنها جدا مىشود ؛ ملت پشت به آنها مىكند . همين پيروزى كه شما مشاهده كرديد در ايران ، ديديد كه ملت پشت كرده بود به دستگاه و فرياد مىكرد « نمىخواهيم » . ارتش هم از همين ملت بودند ، ژاندارمرى هم از همين ملت بودند ، اينها برادر بودند ، مىديدند كه نمىشود مخالفت كرد ؛ نمىشود تا آخر سركوبى كرد ملت را ، اين است كه پيوستند به ملت . خرابيها مال اين است كه يك مملكتى قواى انتظامىاش را جدا كنند از ملت ؛ ارتشش از ملت جدا باشد ؛ به طورى كه ملت وقتى كه ارتش را ببيند از آن فرار كند ؛ ارتش هم در ذهنش اين باشد كه بايد سركوبى كند ملت را ! ژاندارمرىاش
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 144 | السيد الخميني