وظيفهء مادران در راستاى وظيفهء انبيا
انبيا آمدهاند كه انسان درست كنند ، انبيا مأمورند كه افراد را - افرادى كه بشر هستند و از همين با حيوانات فرق ندارند - آمدهاند كه اينها را انسان كنند ؛ تزكيه كنند ، مزكّى كنند ؛ پاكيزه كنند . شغل انبيا همين است و بايد شغل مادرها همين باشد نسبت به بچههايى كه در دامنشان هست . بچهها را از آن اول كه در دامنشان هست تزكيه كنند . آنها با اخلاق خوب ، با اعمال خوب در آنجا بچهها بهتر تربيت مىشوند . در دامن مادر ، بچهها بهتر تربيت مىشوند تا در پيش استاد . آن علاقهاى كه بچه به مادر دارد به هيچ كس ندارد . و آن چيزى كه در بچگى از مادر مىشنود يا مىبيند ، آن نقش مىبندد در قلبش ؛ و تا آخر همراهش هست . مادرها بايد توجه به اين معنا بكنند كه اين بچهها را خوب تربيت كنند ، مزكّى تربيت كنند ؛ يك مدرسهء علمى - ايمانى باشد دامنهايشان ، و اين يك مطلب بسيار بزرگى است كه از مادرها مىآيد . و از كس ديگر نمىآيد . آن قدرى كه بچه از مادر چيز مىشنود از پدر نمىشنود . آن قدرى كه اخلاق مادر تأثير دارد در بچهء كوچولوى نورس و به او منتقل مىشود از ديگران نمىشود ، مادرها مبدأ خيراتند و اگر خداى نخواسته مادرى باشد كه بچه را بد تربيت كند ، مبدأ شرورند .
تأثير تربيت مادر
يك مادر ممكن است كه بچه را تربيت كند و خوب تربيت كند ، و آن يك بچه يك امت را نجات بدهد و ممكن است كه بد تربيت كند و موجب هلاكت يك امت بشود . مع الأسف در اين طول سلطنت ، اينها كوشش كردند كه مادرها را از بچهها جدا كنند . به مادرها تزريق كردند كه بچه دارى چيزى نيست ، شما توى ادارات برويد . جدا كردند اين بچههاى معصوم را كه بايد تربيت بشوند از دامنهاى مادر و بردند در پرورشگاهها و جاهاى ديگر و اشخاص اجنبى ، اشخاص غير رحيم ، آنها را تربيت مىكردند ، تربيت فاسد . بچهايى كه از مادرش جدا شد پيش هر كه باشد عقده پيدا مىكند ، عقده كه پيدا كرد ، مبدأ بسيارى از مفاسد مىشود . بسيارى از اين قتلهايى كه واقع مىشود روى عقدههايى است كه پيدا مىشود ، و عقدهها بسيارىاش از اين پيدا مىشود كه مادر از