بايد گريه كنيم ، ما هر روز بايد منبر برويم براى حفظ اين مكتب ، براى حفظ اين نهضتها ؛ اين نهضتها مرهون امام حسين - سلام اللَّه عليه - هست . نمىفهمند اينها ! بچهاند اينها ، سوء نيت ندارند . بله خوب ، ممكن است بعضى از آنها هم سوء نيت داشته [ باشند ] بعضيها هم روى نقشه كار بكنند همان طورى كه زمان رضا خان . منتها او يك قدرى روى نفهمى كرد ، بعدها روى فهميدگى . جلوى منبرها را همه را گرفت نگذاشت كسى منبر برود . محرابها را هم همه را يك جور ديگر كرد و گرفت . يك مجلس روضهاى نداشتيم . در همهء قم - آن قدرى كه آن وقتها بود - مىگفتند يك مجلس آقاى صدوقى « 1 » بود كه قبل از اذان ، شايد ، يا قبل از آفتاب ، تمام مىشد ، شب بود ، اين يك مطلبى بود . نه اين است كه مِنْ باب اتفاق رضا خان آمد منبرها را نگذاشت و محرابها را جلويش را گرفت و روحانيون را متحد الشكل كرد ، نخير ، مسأله نقشه بود ، نقشهء اينكه اين قوه را بكوبند ، اين قوهء محراب و منبر كه از آن مىآيد يك دفعه يك ملت را هول بدهد به يك طرف ، و يك همچو سلطنت را از بين ببرد ، اين را از بين ببرند ؛ اين قدرت را از دست ما بگيرند .
تأثير روضهخوانىها
نمىدانند اين قشرهاى سياسى كه چه خدمتى اين منبر ، اين محراب ، به اين كشور كرده . اينها چنانچه ملى هستند - ما كار نداريم كه آيا به خدا هم كار دارند يا نه - اگر ملى هستند ، اگر كشورشان را مىگويند مىخواهيم ، اگر ملت را مىگويند كه ما مىخواهيم ، اينها بايد دامنبزنند به اين روضهخوانيها ، براى اينكه اين روضهخوانيها اين ملت شما را حفظ كرده ، اين روضهخوانيها و مصيبت و گريه است كه كشور شما را حفظ كرده . بله ، چنانچه يك مردمى هستند كه روى همان نقشهاى كه طرح شده است ، كه بايد قدرت اسلام گرفته بشود و قدرت روحانى گرفته بشود و قدرت خطيب گرفته بشود تا راه باز بشود براى آنهايى كه بايد استفاده كنند و استفاده كردند ، آنها يك مردم ديگرى هستند كه با آنها نمىتوانيم حرف بزنيم . اما ساير مردم ، اينهايى كه مسجد مىآيند ، منبر را گوش
هامش
( 1 ) - آقاى محمد صدوقى .