رمضان « شهر اللَّه » بود و قدرت روحانيون در ماه رمضان نمايشش زياد بود ، اجتماع مسلمين زياد بود . ماه محرّم هم ، ماه امام حسين بود و قدرت اينها - اهل منبر و روحانيون - آن وقت هم زياد بود . جلو ماه رمضان يك چيزى درست مىكردند . جلوه ماه محرم هم يك چيزى درست مىكردند . حالا هم جلو ما ماه رمضان هست ، الآن چيزى درست كردهاند . الآن اصفهان يك قصهاى درست شده است ، مشهد هم همين طور ، سر يك مطلب پوچى ريختهاند به هم ، اين چه قدر غفلت مىخواهد . يك حالى كه الآن مقدّرات اسلام مطرح است ، قانون اساسى اسلام مطرح است ، حكومت اسلام مطرح است ، رئيس جمهور اسلام مطرح است ، از اينها دست برداشتند ؛ يك جبهههايى كه حساب شده آنها كارهايشان را خودشان كردهاند و بسياريشان هم از روى بىاطلاعى ، صد تا گروه درست كردهاند ! صد تا حزب و گروه در همين چند وقت درست كردهاند . هر كدام گروه گروه شدند . و مع الأسف در اصفهان ، در تهران هم يك مقدارى ، در مشهد هم .
حالايى كه قبل از ماه رمضان است و حالايى كه بايد قدرتها با هم جمع بشود و اين مقدرات مملكت را درست بكنند و اسلامى كنند حكومت را ، سر يك شخصى « 1 » دعوا مىكنند آيا اين مسلمان است يا نه ! مسلمان است به من چه ؛ مسلمان نيست به تو چه ! چرا همه قدرتها را به باد فنا مىدهيد براى اينكه زيد مسلمان است يا غير مسلمان ؟ قضيهء مرحوم شمسآبادى « 2 » شما خيال كرديد كه يك چيز عادى بود . اين هم جزء همانها بود كه با طريقهاى مختلف اينها مىآمدند و درست مىكردند . يك وقت « شهيد « 3 » ) 451 ( » را پيش مىآوردند ، دِ از اين ور ، دِ از آن ور ! يك ماه محرم و صفر و بيشتر ، منبرها همه خرج اين مىشد كه شهيد جاويد چه ! از اين طرف يك دستهاى تأييد ؛ از آن طرف يك دستهاى تكذيب . يك خورده كه اين سست مىشد ، يك چيز ديگر درست مىكردند . مرحوم شمسآبادى هم از آن امور بود كه شايد هم خودشان اين كار را كردند - من
هامش
( 1 ) - آقاى على شريعتى .
( 2 ) - آقاى سيد ابو الحسن شمسآبادى .
( 3 ) - كتاب « شهيد جاويد » نوشته نعمت اللَّه صالحى نجفآبادى .