ناراحتى براى دولت [ و ] براى ملت هست . بايد حالا هم همان نهضت را با همان رمز ، با همان كليد پيروزى كه همه با هم بوديد و همه هم اسلام را مىخواستيد ، بايد اين را حفظش كنيد . اگر اين حفظ شد ، شما را تا آخر نقطهء پيروزى مىرساند . اگر خداى نخواسته وحدت كلمه را از دست بدهيد يا مقصدتان غير مقصد حكومت اسلامى باشد ، خوف اين است كه ديگر نتوانيد قدم برداريد . نتوانستن قدم برداشتن دنبالش اين است كه آنها قدمشان را پيش بگذارند . شماها سست بشويد عقبنشينى كنيد ، آنها يك قدم جلو بگذارند ، آنها توطئهها را زياد كنند . الآن چيزى نيستند لكن ممكن است كه ماها هر چه عقب برويم ، آنها جلو بيايند ؛ توطئهها زياد بشود ؛ اين ريشهها همه با هم مجتمع بشوند . ماها از هم متفرق بشويم ، آنها با هم مجتمع بشوند ؛ عكس آنى كه با آن پيروزى حاصل شد تحقق پيدا كند . گروههاى مختلف با هم مجتمع شدند ، همه با هم همصدا شدند ، و سد را شكستند . حالا كه سد را شكستند ، باز هم ما يك سد ديگرى داريم ؛ يك كارهاى ديگرى داريم .
خطر غلبهء دشمن
اگر بنا باشد كه ما حالا ديگر آن اجتماعاتى كه داشتيم ، آنها را از دست بدهيم و يكى يكى گروههاى مختلف ، جمعيتهاى مختلف ، جمعيت مخالف با هم بشويم ، و آن توجهى كه به مقصد داشتيم و اينكه حكومت اسلام را ما مىخواهيم ، آن هم كم كم سرد بشود ، اين آتشى كه در دلها افروخته شده بود و اين نور خدا ، نورى كه خدا در دلها ، هدايت او روشن كرده بود ، اينها سرد بشود ، سست بشود ، از آن طرف آنها اجتماعاتشان زياد بشود ، از اين طرف ما اجتماعاتمان را از دست بدهيم . نتيجه اين مىشود كه آنها خداى نخواسته يك وقت غلبه كنند ؛ و اگر غلبه كنند اين دفعه خداى نخواسته مثل آن وقتها نيست كه رها كنند [ تا ] شما زندگى بكنيد و لو توى كوهستان ، و لو توى عشاير خودتان . نخير ، به كلى از بينتان مىبرند . يعنى هم دانشگاه را از بين مىبرند ؛ هم مدارس را از بين مىبرند ؛ هم شهرنشينها را از بين مىبرند ؛ هم عشاير را از بين مىبرند . از بين