انفجار از آن پيدا مىشود . دنبال يك اختناق طولانى هى عقدهها زياد مىشود ؛ و منتظرند كه يك صدايى درآيد ، . . . فرياد درآيد ، ديگران دنبالش بروند . اينكه در اين پيروزى همهء ايران با هم مجتمع شدند و همه با هم همصدا شدند و گفتند « ما اين رژيم را نمىخواهيم » و « اسلام را مىخواهيم » براى اين بود كه اينها از رژيم هر چه ديده بودند بد ديده بودند ؛ هر چه ديده بودند ظلم ديده بودند ؛ با اسم آباد كردن خراب كردند ؛ با اسم اينكه مىخواهيم اينها را - شهرى كنيم و به تمدن - به اصطلاح خودشان - برسانيم خرابى كردند ، و مملكت را تقريباً به هلاكت كشاندند . همهء اقشار ملت ناراضى شدند . منتها جرأت صدا نداشتند تا يك وقتى كه كم كم صدا بلند شد ؛ از مراكز صداها بلند شد . آن عقدهها يك دفعه با هم مجتمع شد و انفجار حاصل شد ، و اين انفجار موجب اين شد كه در عين حالى كه دست هم خالى بود و آنها هم با همه قدرتى كه داشتند ، نتوانند آنها مقاومت كنند . و مهم هم اين بود كه اين انفجار - علاوه بر اختناق - دنبال توجه به اسلام بود . ايمان مردم اسباب اين معنا شد كه اينها با هم فرياد كنند و با هم جلو بروند . بنا بر اين آن معنايى كه شماها را پيروز كرد و آنها را شكست داد ، آن معنا اين بود كه آنها ستمگر بودند و شما مظلوم بوديد ، كم كم يك عقدهها پيدا شد و بعد هم توجه به اسلام پيدا شد و همه با هم با توجه به اسلام جلو رفتيد ، در عين حالى كه وسايل جنگ نداشتيد ، در عين حال بر اينهايى كه همهء وسايل را داشتند پيروز شديد .
لزوم حفظ رمز پيروزى
حالا بايد ما چه بكنيم ؟ آنهايى كه ما پشت سر گذاشتيم خوب ، تاريخ است ؛ گذشت . ما بايد حالا فكر بكنيم كه الآن كه اينجا نشستيم و باز هم مسائلى داريم حالا تكليفمان چه هست ، مهم اين است كه حالا را ما بفهميم كه بايد چه بكنيم . بايد همان نهضت به همانطور كه بود ، همان كليد پيروزى كه وحدت كلمه و ايمان بود ، همان را نگه داريد . وحدت كلمه و ايمان شما را بر اين قدرت پيروز كرد . حالا هم توطئههاى همه جانبه هست . گرچه اين توطئهها خيلى [ مسأله ] مهمى نيست لكن آشوب مىكند ؛ اسباب يك آشوب و