تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
پاسدارهاى اسلامى ، و اضافه كنيد به اينها كميته‌ها ، دادگاه‌هاى انقلاب اسلامى ، اگر خداى نخواسته اينها كه در نظام اسلام الآن هستند - ما مدعى هستيم كه پاسدار احكام اسلام هستيم ، و شما هم پاسداريد از اين انقلاب اسلامى ، و همهء ملت هم بايد پاسدار از اسلام باشند - الآن كه نظام اسلامى است و ما رژيم را رژيم جمهورى اسلامى مىدانيم ، رأى داديد ، همهء ملت رأى دادند ، و الآن رسماً مملكت ما رژيمش جمهورى اسلامى است ، اگر از ما يا از شما يا از كميته‌ها يا از دادگاه‌هاى انقلاب يك اعمالى صادر بشود كه در نظر عالَم اين اعمال بر خلاف رويه باشد ، اين اسباب اين مىشود كه آنهايى كه با ما دشمن هستند و عددشان هم در خارج خيلى زياد است ، و در داخل هم هست ، و مراقب اين هستند كه يك قدم خلافى از ماها ببينند و يكى را هزارها كنند و منعكس كنند در روزنامه‌هاى خارج ، در مجلات خارج ، و در داخل هم با اشارات ، و بگويند كه « نظام اسلامى هم همين است ؛ اينها پاسدارهايش ، و اينها روحانيونش ، و اينها بازارىهايش ، و آنها هم ساير طبقاتش ، و مكتب ما را متزلزل كنند . اسلام را معرفى كنند به اينكه « اينها پاسدارهاى اسلام‌اند ، الآن جمهورى اسلامى است و جمهورى اسلامى هم با سابق فرقى نكرد ؛ آن وقت محمد رضا پهلوى و سازمان امنيت خلافكارى مىكردند ، حالا آقايان روحانيون و آقايان پاسداران و دادگاه‌هاى انقلاب و كميته‌ها خلافكارى مىكنند ؛ پس معلوم مىشود كه اسلام هم - همين - مثل ساير رژيمها مىماند . » نمىگويند كه من يك كار خلاف كردم ، آقا يك كار خلاف كرده ، - شما - مىگويند كه « الآن رژيم اسلامى است و جمهورى اسلامى است ، و اينها هم كه مىگويند ما پاسدار جمهورى اسلامى هستيم ، روحانيون هم كه مىگويند ما از اول پاسدار اسلام بوديم ، و دادگاه‌ها هم مىگويند دادگاه انقلاب اسلامى ، و كميته‌ها هم مىگويند كميته‌هاى اسلامى ، اينها همه با اسم اسلام ، » الآن اين جماعات هستند و به ما بگويند كه « جمهورى اسلامى هم مثل رژيم شاهنشاهى است ؛ منتها آن وقت يك دسته‌اى آن كارها را مىكردند ، حالا يك دستهء ديگرى ؛ آن وقت آن دسته مىريختند توى خانه‌هاى مردم و كارهاى خلافى مىكردند ، حالا هم اين دسته هست ؛ آن وقت آن دسته كارى مىكردند ، حالا به اسم كميتهء اسلامى تعدى
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 419 | السيد الخميني