مىكنند ؛ آن وقت محمد رضا و اتباعش اين كار را مىكردند ، حالا روحانيون اين كار را مىكنند . مهرهها عوض شده ، مسائل همان مسائل است ! »
خطرى مصيبت بار براى اسلام
اين خطرى است كه ، مصيبتى است كه از همهء مصيبتها بالاتر است . در كشتن حضرت سيد الشهدا هيچ اشكال نبود براى اينكه مكتب را داشتند آنها از بين مىبردند ، و شهادت حضرت سيد الشهدا مكتب را زنده كرد . خودش شهيد شد ، مكتب اسلام زنده شد ؛ و رژيم طاغوتى معاويه و پسرش را دفن كرد . . . و سيد الشهدا هم چون ديد اينها دارند مكتب اسلام را آلوده مىكنند ، با اسم خلافت اسلام خلافكارى مىكنند و ظلم مىكنند و اين منعكس مىشود در دنيا كه خليفهء رسول اللَّه دارد اين كارها را مىكند ، حضرت سيد الشهدا تكليف براى خودشان دانستند كه بروند و كشته هم بشوند ؛ و محو كنند آثار معاويه و پسرش را . پس كشتن ، شهادت سيد الشهدا چيزى نبود كه براى اسلام ضرر داشته باشد ؛ نفع داشت براى اسلام ؛ اسلام را زنده كرد . اگر ما هم همه در اين نهضتى كه كرده بوديم ، در اين راهى كه داشتيم مىرفتيم براى مبارزه و معارضه ، كشته مىشديم ، آن هم اشكال نداشت ؛ براى اينكه ما هم راهمان را رفته بوديم ؛ كشته شده بوديم در راه اسلام . اسلام در خطر نبود ؛ اسلام زنده تر مىشد . اما حالا كه دست ما افتاده است ، حريف را بيرون كرديد و خودتان قبضه كرديد مملكت خودتان را ، و خودتان داريد اداره مىكنيد و پاسدار هستيد و آقايان هم پاسدار هستند . اگر در اين وضع از ماها يك كار خلاف صادر بشود ، خداى نخواسته روحانيون در بلاد اختلاف با هم بكنند ، معارضه با هم بكنند ، پاسدارها با هم اختلاف بكنند ، به هم تفنگ بكشند ، كميتهها خلاف بكنند ، دادگاهها درست رسيدگى نكنند ، امروز نمىگويند كه اگر يك آقايى كارى بكند ، بگويند ساواكى است ؛ امروز مىگويند روحانى است و روحانيين ايناند . ديكتاتورى عمامه و كفش است ! و مكتب ما آلوده مىشود نه خودمان . خودمان مهم نيست ؛ مكتبمان آلوده مىشود . منعكس مىكنند اين اشخاصى كه با كمال دقت كارهاى ما را تحت نظر دارند ، و