است ؛ مشغول است . الآن خانهسازى در اطراف ايران شروع شده است ؛ راهسازى شروع شده است ؛ اما يك ايران پهناور با نداشتن وسايل ، آن طورى كه بايد باشد ، اين لا بد با تدريج بايد درست بشود ؛ يك دفعه نمىشود . شما خيال كنيد كه يك دفعه بعد از انقلاب بشود همه چيز را يك روز و دو روز و يك ماه و دو ماه يك سال درست كرد ، اين نمىشود . اگر يك ناحيه بود ، يك جا بود ، ده جا بود ، خوب ، مىگفتند اين ده جا را دولت درست كند ؛ اما يك مملكت است . يك مملكت پهناور بزرگ ، همه چيزش را بردهاند و مانده است يك مملكت بىچيز دست اينها . من بايد بگويم به شما كه باز هنر مىكنند كه اين قدر خوب كار كردهاند . الآن مشغول به رشتههاى مختلف براى تعمير [ ضايعات ] هستند و از آن دورها شروع كردهاند كه مبادا اين زاغهنشينها همين جا بمانند و نروند سراغ زراعتشان ، نروند سراغ كسبى كه آنجا داشتند .
در هر صورت ، همهء اين امورى كه گفتيد صحيح است ، ما مىدانيم اينها را لكن اختصاص به محل شما هم ندارد . از خوزستان هم كه مىآيند همين حرفهايى كه شما مىزنيد ، مىزنند . درست هم هست . از هر جايى كه از مملكت مىآيند اينجا ، اجتماع كه مىكنند همين مسائل را مىخوانند و مىگويند ؛ درست هم مىگويند . منتها خيال مىكنند اين همان محل خودشان است كه اين طور است . بسياريشان مىگويند كه هيچ جا بدتر از محل ما نيست و حال آنكه آن برادرهاى ديگر هم كه مىآيند مىگويند هيچ جا بدتر از محل ما نيست ! راست مىگويند ، همه جا خراب است . قضيهء « بدترى » نيست ؛ همه جا بد است .
غارتگريهاى رضا خان و محمد رضا شاه
و اين طور نيست كه دولت در فكر نباشد . الآن يك دولت انتقالى متزلزل است ، يك دولت مستقرى ما الآن نداريم ؛ يك دولت انتقالى است . اين دولت انتقالى بايد يك مقدارى به آن مهلت داد كه انتقال تحقق پيدا كند ، جمهوريت استقرار پيدا بكند ، يك حكومت مستقرى بيايد ، يك مجلس صحيحى باشد بعد از اين ، آن وقت به فكر اين